the team revisably drafted the proposal to accommodate last-minute feedback.
تیم پیشنهاد را بهطور قابل بازبینی تدوین کرد تا بتواند بازخوردهای آخر لحظه را در نظر بگیرد.
she structured the argument revisably, knowing facts might change.
او استدلال را بهطور قابل بازبینی ساخت تا بتواند در صورت تغییر اطلاعات آن را تغییر دهد.
the editor requested that the manuscript be revisably formatted.
ویراستار درخواست داد که مقاله بهطور قابل بازبینی فرمت گذاری شود.
he revisably planned his itinerary to allow for spontaneous detours.
او برنامهریزی را بهطور قابل بازبینی انجام داد تا بتواند در صورت لزوم مسیرهای غیر منتظره را انجام دهد.
laws must be revisably written to suit evolving societal norms.
قوانین باید بهطور قابل بازبینی نوشته شوند تا با نرمشدن استانداردهای اجتماعی سازگار باشند.
the architect designed the interior walls revisably for future flexibility.
معمار دیوارهای داخلی را بهطور قابل بازبینی طراحی کرد تا در آینده انعطافپذیری داشته باشد.
it is safer to revisably commit to a timeline than a fixed date.
این کار امنتر است که به یک زمانبندی بهطور قابل بازبینی تعهد کنید تا به یک تاریخ ثابت.
the contract was intentionally revisably worded to permit amendments.
قرارداد بهطور قابل بازبینی بازگو شد تا امکان اصلاحات را فراهم کند.
we revisably established the budget to handle unexpected costs.
ما بودجه را بهطور قابل بازبینی تعیین کردیم تا بتوانیم هزینههای غیرمنتظره را مدیریت کنیم.
the software allows users to revisably configure the settings.
این نرمافزار به کاربران اجازه میدهد تا تنظیمات را بهطور قابل بازبینی تنظیم کنند.
teachers should revisably construct the syllabus at the term's start.
معلمان باید در ابتدای دوره بهطور قابل بازبینی برنامه درسی را ساختهاند.
the team revisably drafted the proposal to accommodate last-minute feedback.
تیم پیشنهاد را بهطور قابل بازبینی تدوین کرد تا بتواند بازخوردهای آخر لحظه را در نظر بگیرد.
she structured the argument revisably, knowing facts might change.
او استدلال را بهطور قابل بازبینی ساخت تا بتواند در صورت تغییر اطلاعات آن را تغییر دهد.
the editor requested that the manuscript be revisably formatted.
ویراستار درخواست داد که مقاله بهطور قابل بازبینی فرمت گذاری شود.
he revisably planned his itinerary to allow for spontaneous detours.
او برنامهریزی را بهطور قابل بازبینی انجام داد تا بتواند در صورت لزوم مسیرهای غیر منتظره را انجام دهد.
laws must be revisably written to suit evolving societal norms.
قوانین باید بهطور قابل بازبینی نوشته شوند تا با نرمشدن استانداردهای اجتماعی سازگار باشند.
the architect designed the interior walls revisably for future flexibility.
معمار دیوارهای داخلی را بهطور قابل بازبینی طراحی کرد تا در آینده انعطافپذیری داشته باشد.
it is safer to revisably commit to a timeline than a fixed date.
این کار امنتر است که به یک زمانبندی بهطور قابل بازبینی تعهد کنید تا به یک تاریخ ثابت.
the contract was intentionally revisably worded to permit amendments.
قرارداد بهطور قابل بازبینی بازگو شد تا امکان اصلاحات را فراهم کند.
we revisably established the budget to handle unexpected costs.
ما بودجه را بهطور قابل بازبینی تعیین کردیم تا بتوانیم هزینههای غیرمنتظره را مدیریت کنیم.
the software allows users to revisably configure the settings.
این نرمافزار به کاربران اجازه میدهد تا تنظیمات را بهطور قابل بازبینی تنظیم کنند.
teachers should revisably construct the syllabus at the term's start.
معلمان باید در ابتدای دوره بهطور قابل بازبینی برنامه درسی را ساختهاند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید