revisor

[ایالات متحده]/rɪˈvaɪzə/
[بریتانیا]/rɪˈvaɪzər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کسی که مواد نوشته شده را ویرایش یا اصلاح می‌کند؛ ویرایشگری که متون را بررسی کرده و تغییراتی در آن‌ها ایجاد می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

content revisor

بازبین محتوا

document revisor

بازبین سند

text revisor

بازبین متن

editorial revisor

بازبین تحریری

proofreading revisor

بازبین ویراستاری

final revisor

بازبین نهایی

quality revisor

بازبین کیفیت

language revisor

بازبین زبان

style revisor

بازبین سبک

textual revisor

بازبین متنی

جملات نمونه

the revisor checked the manuscript for errors.

بازبین، دست‌نویس را برای یافتن خطاها بررسی کرد.

as a revisor, attention to detail is crucial.

به عنوان یک بازبین، توجه به جزئیات بسیار مهم است.

the revisor suggested several improvements to the text.

بازبین چندین پیشنهاد برای بهبود متن ارائه داد.

the revisor worked closely with the author to finalize the document.

بازبین برای نهایی کردن سند، به طور نزدیک با نویسنده همکاری کرد.

every revisor has their own style of editing.

هر بازبین سبک ویرایش خاص خود را دارد.

the revisor highlighted the sections that needed revision.

بازبین بخش‌هایی را که نیاز به بازبینی داشتند، برجسته کرد.

being a revisor requires strong language skills.

بازبین بودن نیازمند مهارت‌های قوی زبانی است.

the revisor's feedback was invaluable to the project.

بازخورد بازبین برای پروژه بسیار ارزشمند بود.

many publishers rely on a skilled revisor for quality control.

بسیاری از ناشران برای کنترل کیفیت به یک بازبین ماهر تکیه دارند.

the revisor completed the task ahead of schedule.

بازبین این کار را زودتر از موعد مقرر به پایان رساند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید