coffee revivers
تقویتکنندههای قهوه
market revivers
تقویتکنندههای بازار
energy revivers
تقویتکنندههای انرژی
team revivers
تقویتکنندههای تیم
brand revivers
تقویتکنندههای برند
revivers' role
نقش احیاگران
revivers emerged
احیاگران ظهور کردند
revivers working
احیاگران در حال کار
city revivers
تقویتکنندههای شهر
the energy drink companies are constantly seeking new revivers for tired consumers.
شرکتهای تولید نوشیدنی انرژی به طور مداوم به دنبال احیا کنندههای جدید برای مصرفکنندگان خسته هستند.
a strong cup of coffee can be a welcome reviver after a long night.
یک فنجان قهوه قوی میتواند یک احیا کننده خوشایند پس از یک شب طولانی باشد.
the weekend getaway served as a much-needed reviver for our stressed-out team.
سفر آخر هفته به عنوان یک احیا کننده بسیار مورد نیاز برای تیم خسته ما عمل کرد.
he's a natural reviver of spirits, always making people laugh.
او به طور طبیعی روحیه ها را احیا می کند، همیشه مردم را می خنداند.
the new spa treatments are designed as effective body and mind revivers.
درمانهای جدید اسپا به گونهای طراحی شدهاند که به طور مؤثر احیا کننده بدن و ذهن باشند.
a brisk walk in nature can be a fantastic reviver on a gloomy day.
یک پیادهروی سریع در طبیعت میتواند یک احیا کننده فوقالعاده در یک روز ابری باشد.
the band's lively performance was a real reviver for the audience.
اجرای پرانرژی گروه برای تماشاچیان یک احیا کننده واقعی بود.
music often acts as a powerful emotional reviver after a difficult experience.
اغلب موسیقی به عنوان یک احیا کننده عاطفی قدرتمند پس از یک تجربه دشوار عمل می کند.
the team needed a strategic reviver to overcome the mid-game slump.
تیم به یک احیا کننده استراتژیک برای غلبه بر افت میانه بازی نیاز داشت.
a refreshing shower can be a simple yet effective reviver on a hot day.
یک دوش با طراوت میتواند یک احیا کننده ساده اما مؤثر در یک روز گرم باشد.
the comedian's jokes were a great reviver for the otherwise dull party.
جملات خندهدار کمدین برای مهمانی که در غیر این صورت کسلکننده بود، یک احیا کننده عالی بود.
coffee revivers
تقویتکنندههای قهوه
market revivers
تقویتکنندههای بازار
energy revivers
تقویتکنندههای انرژی
team revivers
تقویتکنندههای تیم
brand revivers
تقویتکنندههای برند
revivers' role
نقش احیاگران
revivers emerged
احیاگران ظهور کردند
revivers working
احیاگران در حال کار
city revivers
تقویتکنندههای شهر
the energy drink companies are constantly seeking new revivers for tired consumers.
شرکتهای تولید نوشیدنی انرژی به طور مداوم به دنبال احیا کنندههای جدید برای مصرفکنندگان خسته هستند.
a strong cup of coffee can be a welcome reviver after a long night.
یک فنجان قهوه قوی میتواند یک احیا کننده خوشایند پس از یک شب طولانی باشد.
the weekend getaway served as a much-needed reviver for our stressed-out team.
سفر آخر هفته به عنوان یک احیا کننده بسیار مورد نیاز برای تیم خسته ما عمل کرد.
he's a natural reviver of spirits, always making people laugh.
او به طور طبیعی روحیه ها را احیا می کند، همیشه مردم را می خنداند.
the new spa treatments are designed as effective body and mind revivers.
درمانهای جدید اسپا به گونهای طراحی شدهاند که به طور مؤثر احیا کننده بدن و ذهن باشند.
a brisk walk in nature can be a fantastic reviver on a gloomy day.
یک پیادهروی سریع در طبیعت میتواند یک احیا کننده فوقالعاده در یک روز ابری باشد.
the band's lively performance was a real reviver for the audience.
اجرای پرانرژی گروه برای تماشاچیان یک احیا کننده واقعی بود.
music often acts as a powerful emotional reviver after a difficult experience.
اغلب موسیقی به عنوان یک احیا کننده عاطفی قدرتمند پس از یک تجربه دشوار عمل می کند.
the team needed a strategic reviver to overcome the mid-game slump.
تیم به یک احیا کننده استراتژیک برای غلبه بر افت میانه بازی نیاز داشت.
a refreshing shower can be a simple yet effective reviver on a hot day.
یک دوش با طراوت میتواند یک احیا کننده ساده اما مؤثر در یک روز گرم باشد.
the comedian's jokes were a great reviver for the otherwise dull party.
جملات خندهدار کمدین برای مهمانی که در غیر این صورت کسلکننده بود، یک احیا کننده عالی بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید