rewrote

بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. دوباره بنویس، متن اصلی را اصلاح کن.

نمونه‌های واقعی

Development plans should also be rewritten with an eye to the shortage.

برنامه‌های توسعه نیز باید با در نظر گرفتن کمبودها دوباره نوشته شوند.

منبع: The Economist - Comprehensive

The textbooks will not be rewritten overnight.

کتاب‌های درسی را نمی‌توان یک شبه بازنویسی کرد.

منبع: The Economist - Technology

One of the producers wants a rewrite.

یکی از تهیه‌کنندگان خواهان بازنویسی است.

منبع: Deadly Women

But his discovery rewrote a chapter of history.

اما کشف او یک فصل از تاریخ را بازنویسی کرد.

منبع: Bilingual Edition of TED-Ed Selected Speeches

Recent efforts to rewrite America's aged computer-crime law are bogged down.

تلاش‌های اخیر برای بازنویسی قانون جرایم رایانه‌ای قدیمی آمریکا در چاله نشسته است.

منبع: The Economist - International

Luckily for him, history is designed to be rewritten.

خوشبختانه برای او، تاریخ برای بازنویسی طراحی شده است.

منبع: Desperate Housewives (Audio Version) Season 3

And I want you to rewrite and rewrite it again.

و می‌خواهم شما آن را دوباره و دوباره بازنویسی کنید.

منبع: House of Cards

With Duvalier firmly in charge, the lord's prayer was rewritten.

با حضور دووالیه که به طور محکم مسئولیت را بر عهده داشت، دعای پروردگار بازنویسی شد.

منبع: Biography of Famous Historical Figures

He opened his veins and rewrote the future to save Bo.

او رگ‌های خود را باز کرد و برای نجات بو آینده را بازنویسی کرد.

منبع: Lost Girl Season 4

The original five claimants had made history — and paved the way for it to be rightfully rewritten.

پنج مدعی اصلی تاریخ ساز کردند - و راه را برای بازنویسی منصفانه آن هموار کردند.

منبع: Bilingual Edition of TED-Ed Selected Speeches

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید