rhapsodies

[ایالات متحده]/ˈræp.sə.diːz/
[بریتانیا]/ˈræp.səˌdiz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ابراز احساسات شادمانه یا شگفت‌انگیز؛ ترکیب موسیقی با فرم آزاد و سبک بداهه‌نوازی

عبارات و ترکیب‌ها

musical rhapsodies

آهنگ‌های غنایی

rhapsodies of joy

غزل‌های شادی

rhapsodies of love

غزل‌های عشق

rhapsodies in blue

غزل‌های آبی

epic rhapsodies

غزل‌های حماسی

rhapsodies of nature

غزل‌های طبیعت

rhapsodies of life

غزل‌های زندگی

rhapsodies of dreams

غزل‌های رویا

rhapsodies of sound

غزل‌های صدا

جملات نمونه

her rhapsodies about nature inspired everyone around her.

غزل‌های او درباره طبیعت الهام‌بخش همه اطرافیانش بود.

the composer wrote several rhapsodies that captured the spirit of the era.

آهنگساز چندین قطعه بداهه نوشت که روح زمانه را به تصویر می‌کشید.

he delivered rhapsodies of praise for the stunning performance.

او با تحسین، قطعات بداهه را برای اجرای خیره‌کننده ارائه کرد.

her poetry often reads like rhapsodies, full of emotion and beauty.

شعر او اغلب مانند قطعات بداهه است، سرشار از احساسات و زیبایی.

the artist's rhapsodies in color transformed the dull room.

قطعات بداهه رنگ‌آمیزی هنرمند، فضای خسته‌کننده اتاق را متحول کرد.

listening to his rhapsodies, i felt transported to another world.

با گوش دادن به قطعات بداهه او، احساس کردم به دنیای دیگری منتقل شده‌ام.

rhapsodies of joy filled the air during the festival.

قطعات بداهه شادی، در طول جشنواره، هوا را پر کرد.

many musicians strive to create rhapsodies that resonate with audiences.

بسیاری از نوازندگان تلاش می‌کنند قطعات بداهه خلق کنند که با مخاطبان همخوانی داشته باشد.

her rhapsodies about love made everyone believe in romance.

غزل‌های او درباره عشق باعث شد همه به عشق ایمان بیاورند.

the rhapsodies of the landscape were breathtaking to behold.

قطعات بداهه منظره، خیره‌کننده بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید