ridgeling

[ایالات متحده]/ˈrɪdʒ.lɪŋ/
[بریتانیا]/ˈrɪdʒ.lɪŋ/

ترجمه

n. حیوانی با یکی یا هر دو بیضه که به کیسه بیضه نزول نکرده‌اند
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

young ridgeling

ریج‌لینگ جوان

ridgeling behavior

رفتار ریج‌لینگ

ridgeling characteristics

ویژگی‌های ریج‌لینگ

ridgeling breed

نژاد ریج‌لینگ

ridgeling owner

صاحب ریج‌لینگ

ridgeling training

آموزش ریج‌لینگ

ridgeling health

سلامتی ریج‌لینگ

ridgeling appearance

ظاهر ریج‌لینگ

ridgeling temperament

طبع و خو ریج‌لینگ

ridgeling traits

ویژگی‌های ریج‌لینگ

جملات نمونه

the ridgeling horse won first place in the race.

اسب ریج‌لینگ در مسابقه اول شد.

many farmers prefer ridgeling stallions for breeding.

بسیاری از کشاورزان اسب‌های نر ریج‌لینگ را برای تولید مثل ترجیح می‌دهند.

he trained his ridgeling to perform various tricks.

او اسب ریج‌لینگ خود را برای انجام حقه های مختلف آموزش داد.

the ridgeling was known for its gentle temperament.

اسب ریج‌لینگ به خاطر خلق و خوی ملایمش شناخته شده بود.

she bought a ridgeling to add to her collection.

او یک اسب ریج‌لینگ خرید تا به مجموعه خود اضافه کند.

riding a ridgeling can be a unique experience.

سوارکاری با اسب ریج‌لینگ می‌تواند یک تجربه منحصر به فرد باشد.

the ridgeling displayed impressive agility during the competition.

اسب ریج‌لینگ در طول مسابقه چابکی چشمگیری از خود نشان داد.

they are raising a ridgeling to compete in shows.

آنها در حال پرورش یک اسب ریج‌لینگ برای رقابت در نمایشگاه ها هستند.

it is important to care for a ridgeling properly.

مراقبت مناسب از یک اسب ریج‌لینگ بسیار مهم است.

her ridgeling has a beautiful coat and strong build.

اسب ریج‌لینگ او دارای پوشش زیبا و ساختار قوی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید