ridgepole

[ایالات متحده]/ˈrɪdʒˌpoʊl/
[بریتانیا]/ˈrɪdʒˌpoʊl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تیر افقی در بالای سقف; تیر اصلی که از سقف حمایت می‌کند
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

ridgepole beam

تیر سقف

ridgepole support

اتصال سقف

ridgepole construction

ساختمان سقف

ridgepole alignment

تراز سقف

ridgepole joint

اتصال سقف

ridgepole height

ارتفاع سقف

ridgepole design

طراحی سقف

ridgepole frame

قاب سقف

ridgepole system

سیستم سقف

ridgepole placement

قرار دادن سقف

جملات نمونه

the carpenter installed the ridgepole with precision.

نجار تیرک اصلی را با دقت نصب کرد.

it is important to secure the ridgepole during construction.

در طول ساخت و ساز، ایمن کردن تیرک اصلی مهم است.

the ridgepole supports the entire roof structure.

تیرک اصلی از کل سازه سقف پشتیبانی می کند.

he climbed to the ridgepole to inspect the roof.

او برای بررسی سقف به تیرک اصلی صعود کرد.

they used a crane to lift the ridgepole into place.

آنها از یک جرثقیل برای بلند کردن تیرک اصلی به جای خود استفاده کردند.

the ridgepole is often made of sturdy timber.

تیرک اصلی اغلب از چوب محکم ساخته می شود.

during the storm, the ridgepole held up well.

در طول طوفان، تیرک اصلی عملکرد خوبی داشت.

they painted the ridgepole to match the rest of the house.

آنها تیرک اصلی را رنگ کردند تا با بقیه خانه مطابقت داشته باشد.

the ridgepole design adds character to the building.

طراحی تیرک اصلی به ساختمان شخصیت می بخشد.

installing a ridgepole requires careful planning.

نصب تیرک اصلی نیاز به برنامه ریزی دقیق دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید