ridings

[ایالات متحده]/'raɪdɪŋ/
[بریتانیا]/'raɪdɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ورزش یا فعالیت سوار شدن بر روی اسب؛ مهارت سوارکاری
v. نشستن بر روی و کنترل حرکت یک حیوان مانند اسب یا دوچرخه

عبارات و ترکیب‌ها

riding a bike

دوچرخه سواری

horseback riding

سوارکاری

riding a motorcycle

رانندگی با موتورسیکلت

riding a scooter

رانندگی با اسکوتر

enjoying a ride

لذت بردن از رانندگی

riding a rollercoaster

سواری با رولرکستر

horse riding

اسب سواری

riding comfort

راحتی سواری

bike riding

دوچرخه سواری

riding crop

شلاگوم

جملات نمونه

She was riding a bicycle.

او با دوچرخه سواری می کرد.

The ship is riding on the waves.

کشتی روی امواج سوار است.

they were riding three abreast.

آنها با هم سوار بودند.

the moon was riding high in the sky.

ماه در آسمان بالا می تابید.

children riding the merry-go-round

کودکانی که سوار چرخ و فلک هستند

battleships riding at the mouth of the estuary.

کشتی‌های جنگی که در دهانه استروید در حال شناور بودن هستند.

The moon was riding among the clouds.

ماه در میان ابرها در حرکت بود.

a swimmer riding the waves.

شناگری که روی امواج سوار بود.

choose between riding and walking.

بین سواری و پیاده‌روی انتخاب کنید.

He came riding on a donkey.

او سوار بر الاغ آمد.

She was riding a thoroughbred horse.

او سوار یک اسب اصیل بود.

he was a one-percenter, riding outside of the law.

او یک یک درصدی بود، خارج از قانون می‌رفت.

we could go riding if you like.

اگر دوست دارید ما می توانیم سوارکاری کنیم.

some of the officers were riding back.

برخی از افسران در حال بازگشت سوار بودند.

I started riding on the buses.

من شروع به سوار شدن به اتوبوس کردم.

Harrison drew back his jaw as if riding the blow.

هریسون چانه‌اش را عقب کشید انگار که ضربه را تحمل می‌کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید