rifleman

[ایالات متحده]/'raɪf(ə)lmən/
[بریتانیا]/'raɪflmən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. سربازی که با تفنگ مسلح است

جملات نمونه

A rifleman was racing out of the open door.

یک تفنگدار با سرعت از در باز بیرون می‌دوید.

The rifleman aimed carefully at the target.

سرباز مسلسل‌دار با دقت به سمت هدف نشانه گرفت.

The rifleman fired a shot and hit the bullseye.

سرباز مسلسل‌دار شلیک کرد و به قلب هدف برخورد کرد.

The rifleman carried extra ammunition in his backpack.

سرباز مسلسل‌دار مهمات اضافی را در کوله‌پشتی خود حمل می‌کرد.

The rifleman took cover behind a tree.

سرباز مسلسل‌دار پشت درخت پناه گرفت.

The rifleman was a skilled marksman.

سرباز مسلسل‌دار یک تیرانداز ماهر بود.

The rifleman patrolled the area for any signs of danger.

سرباز مسلسل‌دار منطقه را برای هرگونه نشانه‌ای از خطر گشت می‌زد.

The rifleman received training in camouflage techniques.

سرباز مسلسل‌دار آموزش تکنیک‌های استتار دریافت کرد.

The rifleman adjusted the scope on his rifle.

سرباز مسلسل‌دار تنظیم دامنه دوربین روی تفنگ خود را انجام داد.

The rifleman maintained his weapon regularly.

سرباز مسلسل‌دار به طور منظم سلاح خود را حفظ می‌کرد.

The rifleman followed orders without hesitation.

سرباز مسلسل‌دار بدون تردید دستورات را اجرا می‌کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید