righthanders

[ایالات متحده]/ˌraɪtˈhændəz/
[بریتانیا]/ˌraɪtˈhændərz/

ترجمه

n. شخصی که دست راست خود را به کار می‌برد؛ بازیکن یا ورزشکار دست راست؛ ضرب یا ضربه‌ای که با دست راست انجام می‌شود.

جملات نمونه

righthanders often dominate in traditional sports like baseball and tennis.

چپ‌دست‌ها معمولاً در ورزش‌های سنتی مانند بейسбол و تنیس حاکمیت دارند.

most righthanders find scissors designed for lefties uncomfortable.

بیشتر چپ‌دست‌ها از قیچی‌هایی که برای چپ‌دست‌ها طراحی شده‌اند، ناراحت می‌شوند.

schools typically arrange desks for righthanders, leaving left-handed students at a disadvantage.

مدرسه‌ها معمولاً میزهایی را برای چپ‌دست‌ها تنظیم می‌کنند، که دانش‌آموزان چپ‌دست را در یک موقعیت ناکارآمد قرار می‌دهد.

many musical instruments are optimized for righthanders despite similar natural talent in both groups.

بیشتر ابزارهای موسیقی برای چپ‌دست‌ها بهینه‌سازی شده‌اند، در حالی که هر دو گروه توانایی طبیعی مشابهی دارند.

righthanders have an advantage when using standard computer mice designed for right-hand use.

چپ‌دست‌ها وقتی از ماوس‌های کامپیوتری استانداردی که برای استفاده با دست راست طراحی شده‌اند، استفاده می‌کنند، مزیتی دارند.

the majority of righthanders never consider how everyday objects are designed for their convenience.

بیشتر چپ‌دست‌ها هرگز در نظر نمی‌گیرند که چگونه اشیاء روزمره برای راحتی آن‌ها طراحی شده‌اند.

studies show righthanders tend to have faster reaction times with their dominant hand.

مطالعات نشان می‌دهد چپ‌دست‌ها تمایل دارند با دست غالب خود زمان پاسخ‌دهی سریع‌تری داشته باشند.

righthanders typically score higher on spatial tasks when using their right hand.

چپ‌دست‌ها معمولاً در وظایف مکانی در زمان استفاده از دست راست نمرات بالاتری می‌گیرند.

many kitchen tools are ergonomically designed for righthanders, requiring adaptation for left-handed users.

بیشتر ابزارهای آشپزخانه از نظر ارگونومی برای چپ‌دست‌ها طراحی شده‌اند، که نیاز به تطبیق برای کسانی که چپ‌دست هستند دارد.

righthanders usually find spiral notebooks more comfortable for writing than left-handers do.

چپ‌دست‌ها معمولاً از دفترهای چرخی راحت‌تری برای نوشتن نسبت به چپ‌دست‌ها پیدا می‌کنند.

professional workshops often recommend tools specifically for righthanders despite universal design goals.

کارگاه‌های حرفه‌ای معمولاً ابزارهایی را که به طور خاص برای چپ‌دست‌ها طراحی شده‌اند، توصیه می‌کنند، در حالی که اهداف طراحی جهانی وجود دارد.

righthanders generally prefer vehicles with left-hand steering wheels in countries where that's standard.

چپ‌دست‌ها معمولاً خودروهایی را که دوچرخه‌های چپ‌دست دارند، در کشورهایی که این استاندارد است، ترجیح می‌دهند.

the overwhelming majority of righthanders live in a world optimized for their dominant hand.

بیشتر چپ‌دست‌ها در دنیایی زندگی می‌کنند که برای دست غالب آن‌ها بهینه‌سازی شده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید