| جمع | rimers |
rimer time
زمان ریمر
rimer game
بازی ریمر
rimer scheme
طرح ریمر
rimer style
سبک ریمر
rimer tool
ابزار ریمر
rimer word
کلمه ریمر
rimer list
لیست ریمر
rimer match
تطابق ریمر
rimer sound
صدا ریمر
rimer effect
اثر ریمر
he decided to rimer his poem with a catchy refrain.
او تصمیم گرفت شعر خود را با یک مضمون جذاب بازنویسی کند.
can you rimer the last line to make it more interesting?
آیا می توانید آخرین خط را بازنویسی کنید تا جالب تر شود؟
she loves to rimer her lyrics with playful words.
او عاشق بازنویسی اشعارش با کلمات بازیگوش است.
to rimer effectively, you need a good vocabulary.
برای بازنویسی موثر، به یک واژگان خوب نیاز دارید.
writers often rimer their verses for better flow.
نویسندگان اغلب ابیات خود را برای جریان بهتر بازنویسی می کنند.
he can easily rimer words that sound similar.
او به راحتی می تواند کلماتی را که شبیه به نظر می رسند، بازنویسی کند.
they challenge each other to rimer on the spot.
آنها یکدیگر را به چالش می کشند تا درجا بازنویسی کنند.
rimer techniques can enhance the musicality of a poem.
تکنیک های بازنویسی می توانند موسیقی شعر را افزایش دهند.
he spent hours trying to rimer the perfect couplet.
او ساعت ها وقت گذاشت تا یک بیت کامل را بازنویسی کند.
rimering is a skill that takes practice and creativity.
بازنویسی مهارتی است که نیاز به تمرین و خلاقیت دارد.
rimer time
زمان ریمر
rimer game
بازی ریمر
rimer scheme
طرح ریمر
rimer style
سبک ریمر
rimer tool
ابزار ریمر
rimer word
کلمه ریمر
rimer list
لیست ریمر
rimer match
تطابق ریمر
rimer sound
صدا ریمر
rimer effect
اثر ریمر
he decided to rimer his poem with a catchy refrain.
او تصمیم گرفت شعر خود را با یک مضمون جذاب بازنویسی کند.
can you rimer the last line to make it more interesting?
آیا می توانید آخرین خط را بازنویسی کنید تا جالب تر شود؟
she loves to rimer her lyrics with playful words.
او عاشق بازنویسی اشعارش با کلمات بازیگوش است.
to rimer effectively, you need a good vocabulary.
برای بازنویسی موثر، به یک واژگان خوب نیاز دارید.
writers often rimer their verses for better flow.
نویسندگان اغلب ابیات خود را برای جریان بهتر بازنویسی می کنند.
he can easily rimer words that sound similar.
او به راحتی می تواند کلماتی را که شبیه به نظر می رسند، بازنویسی کند.
they challenge each other to rimer on the spot.
آنها یکدیگر را به چالش می کشند تا درجا بازنویسی کنند.
rimer techniques can enhance the musicality of a poem.
تکنیک های بازنویسی می توانند موسیقی شعر را افزایش دهند.
he spent hours trying to rimer the perfect couplet.
او ساعت ها وقت گذاشت تا یک بیت کامل را بازنویسی کند.
rimering is a skill that takes practice and creativity.
بازنویسی مهارتی است که نیاز به تمرین و خلاقیت دارد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید