rinded

[ایالات متحده]/raɪnd/
[بریتانیا]/raɪnd/

ترجمه

v. پوست کنده شده از پوست (past participle of rind)
adj. دارای پوست

عبارات و ترکیب‌ها

rinded cheese

پنیر پوست‌دار

rinded fruit

میوه پوست‌دار

rinded melon

ملون پوست‌دار

rinded citrus

سیتروس پوست‌دار

rinded vegetables

سبزیجات پوست‌دار

rinded squash

کدو پوست‌دار

rinded pumpkin

کدو تنبل پوست‌دار

rinded cheese wheel

چرخ پنیر پوست‌دار

rinded apple

سیب پوست‌دار

rinded lemon

لیموی پوست‌دار

جملات نمونه

the rinded fruit was sweet and juicy.

میوه با پوست شیرین و آبدار بود.

he carefully peeled the rinded cheese.

او پنیر با پوست را با دقت پوست گرفت.

rinded melons are often used in summer salads.

طالوس با پوست اغلب در سالادهای تابستانی استفاده می شود.

she prefers rinded citrus fruits for their flavor.

او ترشیجات با پوست را به دلیل طعمشان ترجیح می دهد.

the rinded vegetables added texture to the dish.

سبزیجات با پوست بافت را به غذا اضافه کردند.

rinded cheeses can be aged for better taste.

پنیرهای با پوست می توانند برای داشتن طعم بهتر، کهنه شوند.

she enjoyed the rinded skin of the roasted pumpkin.

او از پوست با پوست کدو تنبل کبابی لذت برد.

rinded fruits are often more nutritious.

میوه های با پوست اغلب مغذی تر هستند.

the chef used rinded herbs to enhance the dish.

سرآشپز از گیاهان با پوست برای بهبود طعم غذا استفاده کرد.

he learned to cook with rinded ingredients for better flavor.

او یاد گرفت که با مواد اولیه با پوست برای داشتن طعم بهتر آشپزی کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید