rinded cheese
پنیر پوستدار
rinded fruit
میوه پوستدار
rinded melon
ملون پوستدار
rinded citrus
سیتروس پوستدار
rinded vegetables
سبزیجات پوستدار
rinded squash
کدو پوستدار
rinded pumpkin
کدو تنبل پوستدار
rinded cheese wheel
چرخ پنیر پوستدار
rinded apple
سیب پوستدار
rinded lemon
لیموی پوستدار
the rinded fruit was sweet and juicy.
میوه با پوست شیرین و آبدار بود.
he carefully peeled the rinded cheese.
او پنیر با پوست را با دقت پوست گرفت.
rinded melons are often used in summer salads.
طالوس با پوست اغلب در سالادهای تابستانی استفاده می شود.
she prefers rinded citrus fruits for their flavor.
او ترشیجات با پوست را به دلیل طعمشان ترجیح می دهد.
the rinded vegetables added texture to the dish.
سبزیجات با پوست بافت را به غذا اضافه کردند.
rinded cheeses can be aged for better taste.
پنیرهای با پوست می توانند برای داشتن طعم بهتر، کهنه شوند.
she enjoyed the rinded skin of the roasted pumpkin.
او از پوست با پوست کدو تنبل کبابی لذت برد.
rinded fruits are often more nutritious.
میوه های با پوست اغلب مغذی تر هستند.
the chef used rinded herbs to enhance the dish.
سرآشپز از گیاهان با پوست برای بهبود طعم غذا استفاده کرد.
he learned to cook with rinded ingredients for better flavor.
او یاد گرفت که با مواد اولیه با پوست برای داشتن طعم بهتر آشپزی کند.
rinded cheese
پنیر پوستدار
rinded fruit
میوه پوستدار
rinded melon
ملون پوستدار
rinded citrus
سیتروس پوستدار
rinded vegetables
سبزیجات پوستدار
rinded squash
کدو پوستدار
rinded pumpkin
کدو تنبل پوستدار
rinded cheese wheel
چرخ پنیر پوستدار
rinded apple
سیب پوستدار
rinded lemon
لیموی پوستدار
the rinded fruit was sweet and juicy.
میوه با پوست شیرین و آبدار بود.
he carefully peeled the rinded cheese.
او پنیر با پوست را با دقت پوست گرفت.
rinded melons are often used in summer salads.
طالوس با پوست اغلب در سالادهای تابستانی استفاده می شود.
she prefers rinded citrus fruits for their flavor.
او ترشیجات با پوست را به دلیل طعمشان ترجیح می دهد.
the rinded vegetables added texture to the dish.
سبزیجات با پوست بافت را به غذا اضافه کردند.
rinded cheeses can be aged for better taste.
پنیرهای با پوست می توانند برای داشتن طعم بهتر، کهنه شوند.
she enjoyed the rinded skin of the roasted pumpkin.
او از پوست با پوست کدو تنبل کبابی لذت برد.
rinded fruits are often more nutritious.
میوه های با پوست اغلب مغذی تر هستند.
the chef used rinded herbs to enhance the dish.
سرآشپز از گیاهان با پوست برای بهبود طعم غذا استفاده کرد.
he learned to cook with rinded ingredients for better flavor.
او یاد گرفت که با مواد اولیه با پوست برای داشتن طعم بهتر آشپزی کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید