ringed

[ایالات متحده]/rɪŋd/
[بریتانیا]/rɪŋd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. حلقه‌دار; دارای دایره; به شکل دایره
v. احاطه کردن; دایره‌وار کردن.

عبارات و ترکیب‌ها

ringed with diamonds

نوردیده با الماس

ringed by trees

نوردیده با درختان

ringed by mountains

نوردیده با کوه‌ها

جملات نمونه

the courthouse was ringed with police.

دادگاه توسط پلیس محاصره شده بود.

Spectators ringed the intersection.

تماشاگران دور چهارراه حلقه زده بودند.

Police ringed the building.

پلیس دور ساختمان حلقه زده بود.

The city is ringed about with hills.

شهر با تپه‌ها احاطه شده است.

Lake Manyara was ringed by crusty salt deposits.

دریاچه Manyara با رسوبات نمکی خشن احاطه شده بود.

dark shadows ringed his eyes.

سایه‌های تیره دور چشمانش حلقه زده بودند.

an area of Soho had been ringed in red.

منطقه ای از منهتن با رنگ قرمز مشخص شده بود.

ringed the door knocker with a wreath of holly.

او ناقوس درب را با یک حلقه سرخ‌دار تزئین کرد.

a dinner table ringed with guests.

میز شام که با مهمانان احاطه شده بود.

The airfield is ringed with armoured cars.

فرودگاه با خودروهای زرهی احاطه شده است.

Unplasticized PVC ringed pipes.Natural ageing test.

لوله های PVC بدون پلاستیک. تست طبیعی پیری.

According to action principle, extinguishing process and efficiency of the sprinkler systems, it is put forward that the ringed arrangements replace the ramiform arrangements.

بر اساس اصل عملکرد، فرآیند خاموش کردن و کارایی سیستم های آبپاش، پیشنهاد می شود که طرح های حلقوی جایگزین طرح های شاخه ای شوند.

The dome's base is ringed by windows, so that from within the structure, the dome seems almost to hover ethereally above the building.

پایه‌ی گنبد با پنجره‌ها احاطه شده است، بنابراین از داخل ساختمان، گنبد تقریباً به صورت اثیری بالای ساختمان شناور به نظر می‌رسد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید