rinking

[ایالات متحده]/ˈrɪŋkɪŋ/
[بریتانیا]/ˈrɪŋkɪŋ/

ترجمه

n. پیست اسکی روی یخ؛ پیست اسکی سرپوشیده؛ پیست هاکی؛ (Rink) نام خانوادگی؛ (آلمانی) Link
vi. اسکیت کردن

عبارات و ترکیب‌ها

drinking water

آب آشامیدنی

rinking game

بازی نوشیدنی

rinking party

جشن نوشیدنی

rinking alcohol

نوشیدن الکل

rinking contest

مسابقه نوشیدنی

rinking habit

عادت نوشیدن

rinking problem

مشکل نوشیدن

rinking culture

فرهنگ نوشیدن

rinking age

سن نوشیدن

rinking fountain

چشمه نوشیدنی

جملات نمونه

she enjoys rinking in the winter.

او از اسکیت سواری در زمستان لذت می برد.

rinking is a great way to stay active.

اسکیت سواری راهی عالی برای فعال ماندن است.

they went rinking at the outdoor rink.

آنها برای اسکیت سواری به زمین اسکیت روباز رفتند.

we should try rinking this weekend.

ما باید این آخر هفته اسکیت سواری را امتحان کنیم.

rinking can be a fun family activity.

اسکیت سواری می تواند یک فعالیت خانوادگی سرگرم کننده باشد.

he fell while rinking and hurt his ankle.

او در حین اسکیت سواری افتاد و مچ پایش را مجروح کرد.

rinking lessons are available for beginners.

برای مبتدیان کلاس اسکیت سواری در دسترس است.

she bought new skates for rinking.

او برای اسکیت سواری اسکیت جدید خرید.

rinking under the stars is magical.

اسکیت سواری زیر ستارگان جادویی است.

he practices rinking every saturday.

او هر شنبه اسکیت سواری تمرین می کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید