rinsings

[ایالات متحده]/ˈrɪnsɪŋ/
[بریتانیا]/ˈrɪnsɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل شستن چیزی با آب؛ آب تمیز؛ باقی‌مانده
v. شستن با آب؛ چرخاندن؛ قرقره کردن؛ شستن دور

عبارات و ترکیب‌ها

rinsing vegetables

شستشوی سبزیجات

rinsing hands

شستن دست‌ها

rinsing dishes

شستن ظروف

rinsing fruits

شستشوی میوه‌ها

rinsing clothes

شستن لباس‌ها

rinsing mouth

شستن دهان

rinsing hair

شستن مو

rinsing soap

شستن صابون

rinsing surfaces

شستن سطوح

rinsing equipment

شستن تجهیزات

جملات نمونه

rinsing the vegetables will remove any dirt.

شستن سبزیجات باعث از بین رفتن هرگونه کثیفی می شود.

after rinsing the dishes, let them air dry.

پس از شستن ظروف، اجازه دهید در هوای آزاد خشک شوند.

rinsing your mouth with water can freshen your breath.

شستن دهان با آب می تواند تنفس شما را تازه کند.

make sure to rinse the soap off your hands.

مطمئن شوید که صابون را از دست های خود بشویید.

rinsing the fruits before eating is a good practice.

شستن میوه ها قبل از خوردن یک عادت خوب است.

rinsing the car will help remove dirt and grime.

شستن ماشین به از بین بردن کثیفی و لجن کمک می کند.

after rinsing, you can apply conditioner to your hair.

پس از شستشو، می توانید نرم کننده را به موهای خود اعمال کنید.

rinsing the laundry can help remove detergent residue.

شستن لباس ها می تواند به از بین بردن باقی مانده مواد شوینده کمک کند.

rinsing your face with cold water can reduce puffiness.

شستن صورت با آب سرد می تواند باعث کاهش تورم شود.

he spent time rinsing the paintbrushes after the project.

او زمانی را صرف شستن قلم موها پس از پروژه کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید