ripenings

بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فرایند کامل شدن یا بالغ شدن
v. فرایند کامل شدن یا بالغ شدن (شکل حال استمراری از بالغ شدن)

عبارات و ترکیب‌ها

ripened fruit

میوه رسیده

slow ripening process

فرآیند رسیدن آهسته

fruit ripening stage

مرحله رسیدن میوه

جملات نمونه

When the summer crop is ripening, the autumn crop has to be sowed.

زمانی که محصول تابستانی در حال رسیدن است، باید محصول پاییزه را کاشت.

The tannin makes this grape very suitable for ripening on oak barrels.This makes the bitter tannin souple and soft.

تَنین باعث می‌شود این انگور برای رسیدن در بشکه‌های بلوط بسیار مناسب باشد. این باعث می‌شود تَنین تلخ نرم و ملایم شود.

Pectose exists in the fleshy pulp of unripe fruit;during the process of ripening it changes to pectin;by cooking, pectin is changed to pectosic acid, and by longer cooking to pectic acid.

پکتوز در پالپ گوشتی میوه‌های نارس وجود دارد؛ در طول فرآیند رسیدن به پکتین تبدیل می‌شود؛ با پختن، پکتین به اسید پکتوزیک و با پخت طولانی‌تر به اسید پکتیک تبدیل می‌شود.

A single factorial experiment was conducted to develop a method of ripening and softening fresh berries of pepper (Pipper nigrum Linnaeus) by using Ethephon.

یک آزمایش فاکتوریل تک‌عامل انجام شد تا روشی برای رسیدن و نرم کردن توت‌های تازه فلفل (پیپر نیگروم لینائوس) با استفاده از اتیفون ایجاد شود.

The ripening fruit on the tree looked delicious.

میوه‌های در حال رسیدن روی درخت بسیار خوشمزه به نظر می‌رسید.

The warm weather is perfect for ripening tomatoes.

هوا گرم برای رسیدن گوجه فرنگی عالی است.

The farmer is waiting for the ripening of the crops before harvesting them.

کشاورز منتظر رسیدن محصولات قبل از برداشت آنها است.

Proper sunlight is essential for the ripening process of fruits.

نور خورشید مناسب برای فرآیند رسیدن میوه‌ها ضروری است.

The ripening of grapes is a crucial stage in winemaking.

رسیدن انگورها یک مرحله حیاتی در تهیه شراب است.

The ripening of bananas can be accelerated by placing them in a paper bag.

رسیدن موزها را می‌توان با قرار دادن آنها در یک کیسه کاغذی تسریع کرد.

The sweet smell in the air indicated the ripening of nearby peaches.

بوی شیرین در هوا نشان دهنده رسیدن هلوهای نزدیک بود.

Ripening avocados should be stored at room temperature to ensure proper ripening.

آووکادوهای در حال رسیدن باید در دمای اتاق نگهداری شوند تا از رسیدن مناسب اطمینان حاصل شود.

The ripening process of cheese requires specific temperature and humidity conditions.

فرآیند رسیدن پنیر به شرایط خاص دما و رطوبت نیاز دارد.

The gradual ripening of friendship deepened their bond over time.

رسیدن تدریجی دوستی، پیوند آنها را در طول زمان عمیق‌تر کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید