riper

[ایالات متحده]/ˈraɪpə/
[بریتانیا]/ˈraɪpər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بالغ‌تر از رسیده; زمان‌بندی مناسب‌تر است; شدیدتر; دارای طعم غنی‌تر

عبارات و ترکیب‌ها

riper fruit

میوه رسیده

riper cheese

پنیر رسیده

riper age

سن رسیده‌تر

riper harvest

برداشت رسیده

riper wine

شراب رسیده

riper vegetables

سبزیجات رسیده

riper ideas

ایده‌های رسیده

riper plans

برنامه‌های رسیده

riper thoughts

افکار رسیده

riper discussion

بحث رسیده

جملات نمونه

the fruit is riper than it was yesterday.

میوه از دیروز رسیده تر شده است.

tom's ideas are riper now after the discussion.

ایده های توم اکنون پس از بحث، رسیده تر شده اند.

we should wait until the grapes are riper.

ما باید صبر کنیم تا انگورها رسیده تر شوند.

her skills became riper with more practice.

مهارت های او با تمرین بیشتر رسیده تر شدند.

the project will be riper for review next week.

پروژه هفته آینده برای بررسی آماده تر خواهد بود.

as the season progresses, the crops will get riper.

با پیشرفت فصل، محصولات رسیده تر خواهند شد.

his arguments are riper now that he has done more research.

استدلال های او اکنون که او تحقیقات بیشتری انجام داده است، رسیده تر شده اند.

the cheese is riper and has a stronger flavor.

پنیر رسیده تر است و طعم قوی تری دارد.

we need to let the ideas become riper before presenting them.

ما باید قبل از ارائه آنها اجازه دهیم تا ایده ها رسیده تر شوند.

the teacher believes her students are riper for advanced topics.

معلم معتقد است که دانش آموزان او برای موضوعات پیشرفته آماده تر هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید