ritalins

[ایالات متحده]/ˈrɪtəˌlɪnz/
[بریتانیا]/ˈrɪtəˌlɪnz/

ترجمه

n. یک محرک سیستم عصبی مرکزی که برای درمان ADHD استفاده می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

take ritalins

مصرف ریتالین

prescribe ritalins

تجویز ریتالین

stop ritalins

توقف مصرف ریتالین

use ritalins

استفاده از ریتالین

buy ritalins

خرید ریتالین

avoid ritalins

اجتناب از ریتالین

find ritalins

پیدا کردن ریتالین

take ritalins daily

روزانه مصرف ریتالین

mix ritalins

مخلوط کردن ریتالین

discuss ritalins

بحث درباره ریتالین

جملات نمونه

many children with adhd are prescribed ritalins.

بسیاری از کودکان مبتلا به ADHD با ریتالین‌ها تجویز می‌شوند.

ritalins can help improve focus in students.

ریتالین‌ها می‌توانند به بهبود تمرکز در دانش‌آموزان کمک کنند.

some parents are concerned about the side effects of ritalins.

برخی از والدین نگران عوارض جانبی ریتالین‌ها هستند.

doctors often monitor patients taking ritalins closely.

پزشکان اغلب بیماران مصرف‌کننده ریتالین را به دقت زیر نظر دارند.

ritalins are commonly used to treat attention disorders.

ریتالین‌ها به طور معمول برای درمان اختلالات توجه استفاده می‌شوند.

some students find that ritalins help them during exams.

برخی از دانش‌آموزان متوجه می‌شوند که ریتالین‌ها به آن‌ها در طول امتحان کمک می‌کنند.

there is ongoing research about the long-term effects of ritalins.

تحقیقات مداومی در مورد اثرات بلندمدت ریتالین‌ها در حال انجام است.

ritalins should be taken as prescribed by a healthcare professional.

ریتالین‌ها باید طبق تجویز یک متخصص مراقبت‌های بهداشتی مصرف شوند.

parents often seek alternatives to ritalins for their children.

والدین اغلب به دنبال جایگزینی برای ریتالین‌ها برای فرزندان خود هستند.

ritalins can be effective, but they may not work for everyone.

ریتالین‌ها می‌توانند مؤثر باشند، اما ممکن است برای همه مؤثر نباشند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید