ritardando effect
اثر ریتارداندو
ritardando passage
قطعه ریتارداندو
ritardando section
بخش ریتارداندو
ritardando marking
نشانه ریتارداندو
ritardando tempo
تمپو ریتارداندو
ritardando phrase
عبارت ریتارداندو
ritardando style
سبک ریتارداندو
ritardando indication
نشان دادن ریتارداندو
ritardando dynamics
پویایی ریتارداندو
ritardando performance
اجرای ریتارداندو
the conductor signaled for a ritardando in the final movement.
رهبر ارکستر برای یک ریتارداندو در حرکت پایانی سیگنال داد.
during the performance, the pianist executed a beautiful ritardando.
در طول اجرا، پیانیست یک ریتارداندوی زیبا اجرا کرد.
ritardando can create a dramatic effect in music.
ریتارداندو می تواند یک اثر دراماتیک در موسیقی ایجاد کند.
the piece ends with a gradual ritardando.
قطعه با یک ریتارداندوی تدریجی به پایان می رسد.
she marked the ritardando in her sheet music.
او ریتارداندو را در پارتیتور خود علامت گذاری کرد.
understanding ritardando is essential for musicians.
درک ریتارداندو برای نوازندگان ضروری است.
the audience appreciated the ritardando at the climax.
تماشاگران ریتارداندو را در اوج قدردانی کردند.
he practiced the ritardando until it felt natural.
او ریتارداندو را تا زمانی که احساس طبیعی کرد تمرین کرد.
ritardando adds emotion to the performance.
ریتارداندو احساسات را به اجرا اضافه می کند.
the final note was played with a soft ritardando.
نت نهایی با یک ریتارداندوی ملایم نواخته شد.
ritardando effect
اثر ریتارداندو
ritardando passage
قطعه ریتارداندو
ritardando section
بخش ریتارداندو
ritardando marking
نشانه ریتارداندو
ritardando tempo
تمپو ریتارداندو
ritardando phrase
عبارت ریتارداندو
ritardando style
سبک ریتارداندو
ritardando indication
نشان دادن ریتارداندو
ritardando dynamics
پویایی ریتارداندو
ritardando performance
اجرای ریتارداندو
the conductor signaled for a ritardando in the final movement.
رهبر ارکستر برای یک ریتارداندو در حرکت پایانی سیگنال داد.
during the performance, the pianist executed a beautiful ritardando.
در طول اجرا، پیانیست یک ریتارداندوی زیبا اجرا کرد.
ritardando can create a dramatic effect in music.
ریتارداندو می تواند یک اثر دراماتیک در موسیقی ایجاد کند.
the piece ends with a gradual ritardando.
قطعه با یک ریتارداندوی تدریجی به پایان می رسد.
she marked the ritardando in her sheet music.
او ریتارداندو را در پارتیتور خود علامت گذاری کرد.
understanding ritardando is essential for musicians.
درک ریتارداندو برای نوازندگان ضروری است.
the audience appreciated the ritardando at the climax.
تماشاگران ریتارداندو را در اوج قدردانی کردند.
he practiced the ritardando until it felt natural.
او ریتارداندو را تا زمانی که احساس طبیعی کرد تمرین کرد.
ritardando adds emotion to the performance.
ریتارداندو احساسات را به اجرا اضافه می کند.
the final note was played with a soft ritardando.
نت نهایی با یک ریتارداندوی ملایم نواخته شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید