ritardando

[ایالات متحده]/rɪtɑːˈdændəʊ/
[بریتانیا]/rɪtɑrˈdændoʊ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. به تدریج کندتر شدن
n. یک کاهش تدریجی در سرعت در موسیقی

عبارات و ترکیب‌ها

ritardando effect

اثر ریتارداندو

ritardando passage

قطعه ریتارداندو

ritardando section

بخش ریتارداندو

ritardando marking

نشانه ریتارداندو

ritardando tempo

تمپو ریتارداندو

ritardando phrase

عبارت ریتارداندو

ritardando style

سبک ریتارداندو

ritardando indication

نشان دادن ریتارداندو

ritardando dynamics

پویایی ریتارداندو

ritardando performance

اجرای ریتارداندو

جملات نمونه

the conductor signaled for a ritardando in the final movement.

رهبر ارکستر برای یک ریتارداندو در حرکت پایانی سیگنال داد.

during the performance, the pianist executed a beautiful ritardando.

در طول اجرا، پیانیست یک ریتارداندوی زیبا اجرا کرد.

ritardando can create a dramatic effect in music.

ریتارداندو می تواند یک اثر دراماتیک در موسیقی ایجاد کند.

the piece ends with a gradual ritardando.

قطعه با یک ریتارداندوی تدریجی به پایان می رسد.

she marked the ritardando in her sheet music.

او ریتارداندو را در پارتیتور خود علامت گذاری کرد.

understanding ritardando is essential for musicians.

درک ریتارداندو برای نوازندگان ضروری است.

the audience appreciated the ritardando at the climax.

تماشاگران ریتارداندو را در اوج قدردانی کردند.

he practiced the ritardando until it felt natural.

او ریتارداندو را تا زمانی که احساس طبیعی کرد تمرین کرد.

ritardando adds emotion to the performance.

ریتارداندو احساسات را به اجرا اضافه می کند.

the final note was played with a soft ritardando.

نت نهایی با یک ریتارداندوی ملایم نواخته شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید