ritornello

[ایالات متحده]/rɪˈtɔːnɛləʊ/
[بریتانیا]/rɪˈtɔrnəloʊ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک بخش تکراری در یک قطعه موسیقی؛ یک بازگشت سازنده در اپرای قرن هفدهم
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

ritornello form

فرم ریتورنلو

ritornello style

سبک ریتورنلو

ritornello theme

تم ریتورنلو

ritornello section

بخش ریتورنلو

ritornello principle

اصل ریتورنلو

ritornello passage

گذرگاه ریتورنلو

ritornello motif

موتيف ریتورنلو

ritornello pattern

الگو ریتورنلو

ritornello idea

ایده ریتورنلو

ritornello movement

جنبش ریتورنلو

جملات نمونه

the composer used a ritornello to unify the piece.

آهنگساز از ریتورنلو برای متحد کردن قطعه استفاده کرد.

in baroque music, the ritornello often appears in the first and last movements.

در موسیقی باروک، ریتورنلو اغلب در قسمت اول و آخر ظاهر می شود.

the orchestra played the ritornello beautifully, captivating the audience.

ارکستر ریتورنلو را به زیبایی نواخت و مخاطبان را مجذوب خود کرد.

during the performance, the ritornello provided a familiar theme.

در طول اجرا، ریتورنلو یک مضمون آشنا ارائه داد.

many concertos feature a ritornello structure in their design.

بسیاری از کنسرتوها دارای ساختار ریتورنلو در طراحی خود هستند.

the ritornello is often repeated throughout the movement.

ریتورنلو اغلب در طول قسمت تکرار می شود.

composers often vary the ritornello in different sections of the piece.

آهنگسازان اغلب ریتورنلو را در بخش های مختلف قطعه تغییر می دهند.

the soloist's improvisation contrasted with the ritornello theme.

اجرای بداهه نوازنده با مضمون ریتورنلو تضاد داشت.

listeners appreciate the structure that the ritornello provides.

گوشندگان ساختاری را که ریتورنلو ارائه می دهد، ارزیابی می کنند.

the ritornello serves as a musical anchor in the composition.

ریتورنلو به عنوان یک لنگر موسیقی در آهنگسازی عمل می کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید