hard riveter
ریوتر سخت
pop riveter
ریوتر پاپ
air riveter
ریوتر بادی
manual riveter
ریوتر دستی
electric riveter
ریوتر برقی
blind riveter
ریوتر کور
industrial riveter
ریوتر صنعتی
heavy riveter
ریوتر سنگین
self-piercing riveter
ریوتر خودکاری
the riveter worked diligently to secure the metal panels.
کارگر با تلاش فراوان برای محکم کردن پنلهای فلزی کار میکرد.
she used a pneumatic riveter to speed up the process.
او از یک دستگاه جوشکاری پنوماتیک برای سرعت بخشیدن به روند استفاده کرد.
the riveter is essential in aircraft assembly.
دستگاه جوشکاری در مونتاژ هواپیما ضروری است.
he learned how to operate the riveter safely.
او یاد گرفت که چگونه به طور ایمن از دستگاه جوشکاری استفاده کند.
the riveter joined the two metal sheets together.
دستگاه جوشکاری دو صفحه فلزی را به هم متصل کرد.
using a riveter can improve the strength of the joint.
استفاده از دستگاه جوشکاری میتواند استحکام اتصال را بهبود بخشد.
she was trained as a riveter in the manufacturing industry.
او در صنعت تولید به عنوان اپراتور دستگاه جوشکاری آموزش دیده بود.
the riveter's skill is crucial for quality control.
مهارت اپراتور دستگاه جوشکاری برای کنترل کیفیت بسیار مهم است.
he adjusted the riveter to fit the specific project requirements.
او دستگاه جوشکاری را برای مطابقت با الزامات خاص پروژه تنظیم کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید