roaringly funny
به طرز خندهداری
roaringly loud
به طرز پر سر و صدایی
roaringly successful
به طرز چشمگیری موفق
roaringly good
به طرز فوق العاده خوب
roaringly popular
به طرز فوق العاده محبوبی
roaringly exciting
به طرز هیجانانگیزی
roaringly fast
به طرز سرسامآوری سریع
roaringly clear
به طرز واضحی
roaringly bright
به طرز خیرهکنندهای روشن
roaringly beautiful
به طرز فوق العاده زیبایی
the crowd was roaringly supportive of the team.
توده جمعیت به شدت از تیم حمایت میکرد.
she laughed roaringly at the comedian's jokes.
او با دیدن لطیفههای کمدین به شدت خندید.
the lion roared roaringly in the jungle.
شیر به شدت در جنگل غرش کرد.
he spoke roaringly to get everyone's attention.
او برای جلب توجه همه به شدت صحبت کرد.
the movie was roaringly funny from start to finish.
فیلم از ابتدا تا انتها به شدت خندهدار بود.
they celebrated roaringly after their victory.
آنها پس از پیروزی خود به شدت جشن گرفتند.
the thunder roared roaringly during the storm.
در طول طوفان رعد و برق به شدت غرش کرد.
he gave a roaringly passionate speech.
او یک سخنرانی بسیار پرشور و با شور و شوق ارائه داد.
the audience reacted roaringly to the performance.
مخاطبان با شور و هیجان به اجرای برنامه واکنش نشان دادند.
she sang the song roaringly, filling the room with energy.
او آهنگ را با شور و هیجان خواند و اتاق را پر از انرژی کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید