roils

[ایالات متحده]/rɔɪlz/
[بریتانیا]/rɔɪlz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. مزاحم شدن یا تحریک کردن (مایع)؛ ناراحت یا مضطرب کردن کسی؛ عصبانی یا تحریک کردن

عبارات و ترکیب‌ها

roils the waters

آرامش آب‌ها را مختل می‌کند

roils the crowd

احساسات جمعيت را مختل می‌کند

roils the emotions

احساسات را مختل می‌کند

roils the market

بازار را مختل می‌کند

roils the mind

ذهن را مختل می‌کند

roils the sea

دریا را مختل می‌کند

roils the debate

بحث را مختل می‌کند

roils the atmosphere

فضای هوا را مختل می‌کند

roils the situation

وضعیت را مختل می‌کند

جملات نمونه

the storm roils the ocean waves.

طوفان موج‌های اقیانوس را به هم می‌ریزد.

her emotions roil beneath the surface.

احساسات او زیر سطح آب به هم می‌ریزند.

the debate roils the political landscape.

بحث، چشم‌انداز سیاسی را به هم می‌ریزد.

rumors roil the small town.

شایعات شهر کوچک را به هم می‌ریزند.

the crowd roils with excitement.

هواداران با هیجان به هم می‌ریزند.

his thoughts roil with uncertainty.

افکار او با نااطمینانی به هم می‌ریزند.

the stock market roils after the announcement.

پس از اعلام، بازار سهام به هم می‌ریزد.

conflict roils the community.

درگیری جامعه را به هم می‌ریزد.

the waters roil with the current.

آب‌ها با جریان به هم می‌ریزند.

emotions roil during the reunion.

احساسات در طول دیدار مجدد به هم می‌ریزند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید