roister and cheer
همراه با شادی و تشویق
roister in joy
در شادی خوشی
roister with friends
همراه با دوستان
roister all night
تمام شب خوش بگذران
roister at parties
در مهمانی ها خوش بگذران
roister like mad
با جنون خوش بگذران
roister and sing
خوش بگذران و بخوان
roister in celebration
در جشن و سرور خوش بگذران
roister through life
در طول زندگی خوش بگذران
roister with abandon
با رهاوردن خوش بگذران
they love to roister at the annual festival.
آنها عاشق خوشگذرانی در جشنواره سالانه هستند.
the friends decided to roister all night after the graduation.
دوستان تصمیم گرفتند بعد از فارغ التحصیلی تمام شب خوشگذرانی کنند.
he tends to roister whenever he wins a game.
او معمولاً هر زمان که یک بازی را میبرد خوشگذرانی میکند.
during the holiday, they roistered on the beach.
در تعطیلات، آنها در ساحل خوشگذرانی کردند.
it's not uncommon for college students to roister on weekends.
برای دانشجویان دانشگاه خوشگذرانی کردن آخر هفتهها غیرمعمول نیست.
they roistered in celebration of their big win.
آنها به مناسبت پیروزی بزرگ خود خوشگذرانی کردند.
after the concert, the crowd began to roister.
بعد از کنسرت، جمعیت شروع به خوشگذرانی کردند.
he roistered with his friends until dawn.
او تا سپیده دم با دوستانش خوشگذرانی کرد.
they often roister at the local pub on friday nights.
آنها اغلب در شبهای جمعه در یک بار محلی خوشگذرانی میکنند.
during the reunion, old friends roistered like they were young again.
در زمان دیدار مجدد، دوستان قدیمی مانند زمانی که جوان بودند خوشگذرانی کردند.
roister and cheer
همراه با شادی و تشویق
roister in joy
در شادی خوشی
roister with friends
همراه با دوستان
roister all night
تمام شب خوش بگذران
roister at parties
در مهمانی ها خوش بگذران
roister like mad
با جنون خوش بگذران
roister and sing
خوش بگذران و بخوان
roister in celebration
در جشن و سرور خوش بگذران
roister through life
در طول زندگی خوش بگذران
roister with abandon
با رهاوردن خوش بگذران
they love to roister at the annual festival.
آنها عاشق خوشگذرانی در جشنواره سالانه هستند.
the friends decided to roister all night after the graduation.
دوستان تصمیم گرفتند بعد از فارغ التحصیلی تمام شب خوشگذرانی کنند.
he tends to roister whenever he wins a game.
او معمولاً هر زمان که یک بازی را میبرد خوشگذرانی میکند.
during the holiday, they roistered on the beach.
در تعطیلات، آنها در ساحل خوشگذرانی کردند.
it's not uncommon for college students to roister on weekends.
برای دانشجویان دانشگاه خوشگذرانی کردن آخر هفتهها غیرمعمول نیست.
they roistered in celebration of their big win.
آنها به مناسبت پیروزی بزرگ خود خوشگذرانی کردند.
after the concert, the crowd began to roister.
بعد از کنسرت، جمعیت شروع به خوشگذرانی کردند.
he roistered with his friends until dawn.
او تا سپیده دم با دوستانش خوشگذرانی کرد.
they often roister at the local pub on friday nights.
آنها اغلب در شبهای جمعه در یک بار محلی خوشگذرانی میکنند.
during the reunion, old friends roistered like they were young again.
در زمان دیدار مجدد، دوستان قدیمی مانند زمانی که جوان بودند خوشگذرانی کردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید