roller coaster
چرخگردان
window rollers
چرخهای پنجره
rollers skating
اسکیتسواری با غلتک
steel rollers
چرخهای فولادی
rollers jammed
چرخها گیر کردهاند
rollers moving
چرخها در حال حرکت هستند
rollers replaced
چرخها تعویض شدند
rollers spinning
چرخها در حال چرخیدن هستند
rollers extended
چرخها گسترش یافتهاند
rollers installed
چرخها نصب شدهاند
the bakery uses rollers to flatten the dough.
نانوایی از غلطکها برای صاف کردن خمیر استفاده میکند.
he installed new rollers on his lawnmower.
او غلطکهای جدیدی روی چمنزن خود نصب کرد.
the steel mill relies on heavy rollers to shape the metal.
کارخانه فولاد برای شکل دادن به فلز به غلطکهای سنگین متکی است.
she used rollers in her hair for a vintage look.
او برای داشتن ظاهری قدیمی از غلطکها در موهایش استفاده کرد.
the conveyor rollers moved the packages along the line.
غلطکهای نقاله بستهها را در طول خط حرکت میدادند.
the printing press uses rollers to apply the ink.
ماشین چاپ از غلطکها برای استفاده از جوهر استفاده میکند.
we need to replace the worn-out rollers on the machine.
ما باید غلطکهای فرسوده روی دستگاه را تعویض کنیم.
the rollers on the gate were rusty and stiff.
غلطکهای دروازه زنگ زده و سفت بودند.
the textile mill uses rollers to process the fabric.
کارخانه نساجی از غلطکها برای فرآوری پارچه استفاده میکند.
he adjusted the rollers to ensure a smooth finish.
او غلطکها را تنظیم کرد تا از یک سطح صاف اطمینان حاصل شود.
the rollers provided a smooth ride for the skaters.
غلطکها یک سفر روان برای اسکیتسواران فراهم کرد.
roller coaster
چرخگردان
window rollers
چرخهای پنجره
rollers skating
اسکیتسواری با غلتک
steel rollers
چرخهای فولادی
rollers jammed
چرخها گیر کردهاند
rollers moving
چرخها در حال حرکت هستند
rollers replaced
چرخها تعویض شدند
rollers spinning
چرخها در حال چرخیدن هستند
rollers extended
چرخها گسترش یافتهاند
rollers installed
چرخها نصب شدهاند
the bakery uses rollers to flatten the dough.
نانوایی از غلطکها برای صاف کردن خمیر استفاده میکند.
he installed new rollers on his lawnmower.
او غلطکهای جدیدی روی چمنزن خود نصب کرد.
the steel mill relies on heavy rollers to shape the metal.
کارخانه فولاد برای شکل دادن به فلز به غلطکهای سنگین متکی است.
she used rollers in her hair for a vintage look.
او برای داشتن ظاهری قدیمی از غلطکها در موهایش استفاده کرد.
the conveyor rollers moved the packages along the line.
غلطکهای نقاله بستهها را در طول خط حرکت میدادند.
the printing press uses rollers to apply the ink.
ماشین چاپ از غلطکها برای استفاده از جوهر استفاده میکند.
we need to replace the worn-out rollers on the machine.
ما باید غلطکهای فرسوده روی دستگاه را تعویض کنیم.
the rollers on the gate were rusty and stiff.
غلطکهای دروازه زنگ زده و سفت بودند.
the textile mill uses rollers to process the fabric.
کارخانه نساجی از غلطکها برای فرآوری پارچه استفاده میکند.
he adjusted the rollers to ensure a smooth finish.
او غلطکها را تنظیم کرد تا از یک سطح صاف اطمینان حاصل شود.
the rollers provided a smooth ride for the skaters.
غلطکها یک سفر روان برای اسکیتسواران فراهم کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید