romanticized view
دیدگاه رمانتیکشده
romanticized history
تاریخ رمانتیکشده
romanticized notion
ذهنیت رمانتیکشده
romanticized image
تصویر رمانتیکشده
romanticized version
نسخه رمانتیکشده
romanticized relationship
رابطه رمانتیکشده
romanticized ideal
ایدهآل رمانتیکشده
romanticized past
گذشته رمانتیکشده
romanticized fantasy
فانتزی رمانتیکشده
romanticized lifestyle
سبک زندگی رمانتیکشده
many films romanticized the lives of historical figures.
بسیاری از فیلمها زندگی شخصیتهای تاریخی را اغراقآمیز جلوه میدادند.
she romanticized the idea of living in a small town.
او ایده زندگی در یک شهر کوچک را اغراقآمیز جلوه میداد.
his stories romanticized the struggles of everyday life.
داستانهای او مبارزات زندگی روزمره را اغراقآمیز جلوه میدادند.
they often romanticized the concept of true love.
آنها اغلب مفهوم عشق واقعی را اغراقآمیز جلوه میدادند.
the book romanticized the era of the renaissance.
کتاب دوره رنسانس را اغراقآمیز جلوه میداد.
she tended to romanticize her youth in her conversations.
او معمولاً در گفتگوهای خود دوران جوانی خود را اغراقآمیز جلوه میداد.
many songs romanticize the feeling of being in love.
بسیاری از آهنگها حس عاشق بودن را اغراقآمیز جلوه میدهند.
he romanticized the idea of adventure travel.
او ایده سفر ماجراجویانه را اغراقآمیز جلوه میداد.
documentaries sometimes romanticize the lives of artists.
مستندها گاهی اوقات زندگی هنرمندان را اغراقآمیز جلوه میدهند.
she romanticized the past, forgetting the challenges.
او گذشته را اغراقآمیز جلوه میداد و چالشها را فراموش میکرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید