romps in
در آن بازی میکند
romps through
در آن از میان میگذرد
romps around
در آن دور و بر میچرخد
romps off
از آن دور میشود
romps about
در آن به این سو و آن سو میرود
romps away
از آن دور میشود
romps back
به آن باز میگردد
romps down
در آن پایین میرود
romps up
در آن بالا میرود
romps together
با هم بازی میکند
the dog romps in the park every afternoon.
سگ هر بعد از ظهر در پارک بازی میکند.
the children love to romp around the backyard.
کودکان عاشق بازی در حیاط پشتی هستند.
she watched her puppy romp with its friends.
او توله سگش را با دوستانش بازی کردن دید.
they often romp through the fields during summer.
آنها اغلب در طول تابستان در مزارع بازی میکنند.
the kittens romp playfully on the living room floor.
بچه گربهها به طور بازیگانه روی کف اتاق نشیمن بازی میکنند.
after the rain, the kids romp in the puddles.
بعد از باران، بچهها در چاله ها بازی میکنند.
the puppy loves to romp around the house.
توله سگ عاشق بازی در اطراف خانه است.
they spent the afternoon romping on the beach.
آنها بعد از ظهر را در ساحل بازی کردند.
he enjoys watching his children romp in the snow.
او از تماشای بازی فرزندانش در برف لذت می برد.
the horses romp freely in the open meadow.
اسبها به طور آزادانه در مراتع باز بازی میکنند.
romps in
در آن بازی میکند
romps through
در آن از میان میگذرد
romps around
در آن دور و بر میچرخد
romps off
از آن دور میشود
romps about
در آن به این سو و آن سو میرود
romps away
از آن دور میشود
romps back
به آن باز میگردد
romps down
در آن پایین میرود
romps up
در آن بالا میرود
romps together
با هم بازی میکند
the dog romps in the park every afternoon.
سگ هر بعد از ظهر در پارک بازی میکند.
the children love to romp around the backyard.
کودکان عاشق بازی در حیاط پشتی هستند.
she watched her puppy romp with its friends.
او توله سگش را با دوستانش بازی کردن دید.
they often romp through the fields during summer.
آنها اغلب در طول تابستان در مزارع بازی میکنند.
the kittens romp playfully on the living room floor.
بچه گربهها به طور بازیگانه روی کف اتاق نشیمن بازی میکنند.
after the rain, the kids romp in the puddles.
بعد از باران، بچهها در چاله ها بازی میکنند.
the puppy loves to romp around the house.
توله سگ عاشق بازی در اطراف خانه است.
they spent the afternoon romping on the beach.
آنها بعد از ظهر را در ساحل بازی کردند.
he enjoys watching his children romp in the snow.
او از تماشای بازی فرزندانش در برف لذت می برد.
the horses romp freely in the open meadow.
اسبها به طور آزادانه در مراتع باز بازی میکنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید