rootled

[ایالات متحده]/ˈruːtld/
[بریتانیا]/ˈruːtld/

ترجمه

vt. با بینی کندن یا جستجو کردن
vi. جستجو یا کاوش کردن

عبارات و ترکیب‌ها

rootled around

به اطراف چرخید

rootled through

از میان عبور کرد

rootled out

بیرون رفت

rootled up

بالا رفت

rootled about

به اطراف چرخید

rootled in

وارد شد

rootled away

دور شد

rootled back

بازگشت

rootled down

پایین آمد

rootled for

به دنبال... رفت

جملات نمونه

the dog rootled around in the garden, looking for buried treasures.

سگ در باغ به دنبال گنج‌های مدفون می‌گشت.

she rootled through the drawers to find her missing keys.

او کشوها را جستجو کرد تا کلیدهای گم‌شده‌اش را پیدا کند.

the children rootled in the sand for seashells.

کودکان در ماسه‌ها به دنبال صدف جمع‌آوری کردند.

he rootled through his old books, hoping to find a rare edition.

او از میان کتاب‌های قدیمی‌اش جستجو کرد، امیدوار بود که یک نسخه کمیاب پیدا کند.

the pig rootled in the mud, enjoying the coolness.

خوک در گل و لای جستجو کرد و از خنکی آن لذت برد.

she rootled through the closet, searching for her favorite dress.

او در کمد لباس‌ها جستجو کرد تا لباس مورد علاقه‌اش را پیدا کند.

the rabbit rootled in the underbrush for food.

خرگوش در بوته‌ها به دنبال غذا می‌گشت.

he rootled through the attic, hoping to find some old photographs.

او در زیرزمین جستجو کرد، امیدوار بود عکس‌های قدیمی پیدا کند.

the kids rootled in the backyard for hidden easter eggs.

کودکان در حیاط پشتی به دنبال تخم‌های ایستر پنهان می‌گشتند.

the cat rootled around the boxes, curious about their contents.

گربه در اطراف جعبه‌ها جستجو کرد و از محتویات آن‌ها کنجکاو بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید