| جمع | ropewalkers |
ropewalker skills
مهارتهای راهپیمای طناب
famous ropewalker
راهپیمای طناب مشهور
ropewalker performance
اجرای راهپیمای طناب
professional ropewalker
راهپیمای طناب حرفهای
ropewalker act
اجرا/نمایش راهپیمای طناب
ropewalker balance
تعادل راهپیمای طناب
ropewalker tricks
ترفندهای راهپیمای طناب
ropewalker training
آموزش راهپیمای طناب
ropewalker daredevil
راهپیمای طناب ماجراجو
the ropewalker balanced carefully on the tightrope.
راهوار با دقت بر روی طناب فنّی تعادل برقرار کرد.
as a ropewalker, she practiced every day to improve her skills.
همانطور که راهوار بود، او هر روز برای بهبود مهارت هایش تمرین می کرد.
the crowd watched in awe as the ropewalker performed daring tricks.
تماشاگران با حیرت تماشا کردند که راهوار حرکات جسورانه ای انجام می دهد.
being a ropewalker requires immense focus and concentration.
راهوار بودن نیاز به تمرکز و غلبه زیادی دارد.
the ropewalker fell, but quickly got back up to try again.
راهوار افتاد، اما به سرعت بلند شد تا دوباره تلاش کند.
many admire the ropewalker for their bravery and skill.
بسیاری از مردم او را به خاطر شجاعت و مهارتش تحسین می کنند.
the ropewalker entertained the audience with her graceful movements.
راهوار با حرکات ظریفش تماشاگران را سرگرم کرد.
training to be a ropewalker can be both challenging and rewarding.
آموزش برای تبدیل شدن به یک راهوار می تواند هم چالش برانگیز و هم پاداش دهنده باشد.
the ropewalker’s performance was the highlight of the circus.
اجرای راهوار اوج برنامه سیرک بود.
he dreamed of becoming a famous ropewalker one day.
او رویای تبدیل شدن به یک راهوار مشهور را در یک روز داشت.
ropewalker skills
مهارتهای راهپیمای طناب
famous ropewalker
راهپیمای طناب مشهور
ropewalker performance
اجرای راهپیمای طناب
professional ropewalker
راهپیمای طناب حرفهای
ropewalker act
اجرا/نمایش راهپیمای طناب
ropewalker balance
تعادل راهپیمای طناب
ropewalker tricks
ترفندهای راهپیمای طناب
ropewalker training
آموزش راهپیمای طناب
ropewalker daredevil
راهپیمای طناب ماجراجو
the ropewalker balanced carefully on the tightrope.
راهوار با دقت بر روی طناب فنّی تعادل برقرار کرد.
as a ropewalker, she practiced every day to improve her skills.
همانطور که راهوار بود، او هر روز برای بهبود مهارت هایش تمرین می کرد.
the crowd watched in awe as the ropewalker performed daring tricks.
تماشاگران با حیرت تماشا کردند که راهوار حرکات جسورانه ای انجام می دهد.
being a ropewalker requires immense focus and concentration.
راهوار بودن نیاز به تمرکز و غلبه زیادی دارد.
the ropewalker fell, but quickly got back up to try again.
راهوار افتاد، اما به سرعت بلند شد تا دوباره تلاش کند.
many admire the ropewalker for their bravery and skill.
بسیاری از مردم او را به خاطر شجاعت و مهارتش تحسین می کنند.
the ropewalker entertained the audience with her graceful movements.
راهوار با حرکات ظریفش تماشاگران را سرگرم کرد.
training to be a ropewalker can be both challenging and rewarding.
آموزش برای تبدیل شدن به یک راهوار می تواند هم چالش برانگیز و هم پاداش دهنده باشد.
the ropewalker’s performance was the highlight of the circus.
اجرای راهوار اوج برنامه سیرک بود.
he dreamed of becoming a famous ropewalker one day.
او رویای تبدیل شدن به یک راهوار مشهور را در یک روز داشت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید