rosary

[ایالات متحده]/'rəʊz(ə)rɪ/
[بریتانیا]/'rozəri/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. rosary؛ یک رشته از مرواریدها که در شمارش دعاها استفاده می‌شود
Word Forms
جمعrosaries

عبارات و ترکیب‌ها

rosary beads

گوی‌های دعا

pray the rosary

دعاگویی

rosary bracelet

دستبند گلوبند

جملات نمونه

to tell one’s rosary

برای خواندن دعا و ذکر ذکر

She clutched the rosary tightly as she prayed.

او در حالی که دعا می‌کرد، گوی‌های دعا را محکم در دست گرفت.

The rosary beads slipped through her fingers as she recited prayers.

در حالی که دعا را زمزمه می‌کرد، گوی‌های دعا از انگشتانش سر می‌خورد.

He wore a rosary around his neck as a symbol of his faith.

او به عنوان نمادی از ایمان خود، یک گوی دعا دور گردنش انداخت.

The nun held a rosary in her hands while meditating.

راهبه در حالی که مدیتیشن می‌کرد، یک گوی دعا در دستانش داشت.

She prayed the rosary every evening before bed.

او هر شب قبل از خواب، گوی دعا را زمزمه می‌کرد.

The rosary is a common religious tool used in Catholic prayer.

گوی دعا یک ابزار مذهبی رایج است که در دعاهای کاتولیک استفاده می‌شود.

He carried a rosary in his pocket for protection.

او برای محافظت، یک گوی دعا در جیب خود حمل می‌کرد.

The rosary is often used as a meditation aid in many spiritual practices.

گوی دعا اغلب به عنوان یک کمک مدیتیشن در بسیاری از اعمال معنوی استفاده می‌شود.

She gave her daughter a rosary for her first communion.

او به عنوان هدیه برای اولین ارتباط دخترش، یک گوی دعا به او داد.

The rosary is a symbol of devotion and prayer in many cultures.

گوی دعا نمادی از تعهد و دعا در بسیاری از فرهنگ‌ها است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید