rosinesses

[ایالات متحده]/ˈrəʊ.zɪ.nəs/
[بریتانیا]/ˈroʊ.zɪ.nəs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کیفیت یا حالت گلگون بودن؛ رنگ گل‌ها؛ سایه‌ای صورتی؛ خوشایندی؛ شادی

عبارات و ترکیب‌ها

rosiness of life

طراوت زندگی

rosiness in outlook

طراوت در نگرش

rosiness of cheeks

طراوت گونه‌ها

rosiness of health

طراوت سلامتی

rosiness of spirit

طراوت روح

rosiness in nature

طراوت در طبیعت

rosiness of future

طراوت آینده

rosiness of dreams

طراوت رویاها

rosiness of love

طراوت عشق

rosiness in relationships

طراوت در روابط

جملات نمونه

the rosiness of the sunset took my breath away.

رنگ سرخ غروب خورشید، نفسم را گرفت.

her cheeks had a natural rosiness that made her look healthy.

گونه‌های او رنگ سرخ طبیعی داشتند که باعث می‌شدند به نظر سالم برسد.

the rosiness of the flowers brightened up the garden.

رنگ سرخ گل‌ها، باغ را روشن کرد.

he spoke with a rosiness that suggested optimism.

او با لحنی امیدوارانه صحبت کرد که نشان‌دهنده خوش‌بینی بود.

there was a certain rosiness in her smile that was contagious.

لبخند او رنگ سرخ خاصی داشت که مسری بود.

the rosiness of the apple made it look delicious.

رنگ سرخ سیب باعث شد به نظر خوشمزه برسد.

he described the rosiness of childhood memories.

او رنگ سرخ خاطرات دوران کودکی را توصیف کرد.

the artist captured the rosiness of the landscape beautifully.

هنرمند به زیبایی، رنگ سرخ منظره را به تصویر کشید.

she wore a dress that matched the rosiness of her personality.

او لباسی پوشیده بود که با رنگ سرخ شخصیتش مطابقت داشت.

the rosiness in his tone suggested he was in a good mood.

رنگ سرخ در لحن او نشان می‌داد که حال خوبی دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید