blush

[ایالات متحده]/blʌʃ/
[بریتانیا]/blʌʃ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. به سرخی آمدن در صورت
n. سرخی صورت.

عبارات و ترکیب‌ها

first blush

نگاه اولی

at first blush

نگاه اولی

جملات نمونه

the blush of dawn.

گلوگاه سپیده دم

I blush for you.

من برای شما شرمنده ام.

I blush to admit it.

من از اعتراف به آن خجالت می‌کشم.

Kate felt herself blushing scarlet.

کیت احساس کرد که گونه هایش به رنگ سرخ در می آید.

she blushed crimson with embarrassment.

او از خجالت سرخ شد.

He blushed at their praises.

او از تعریف های آنها شرمنده شد.

She blushed a shy apology.

او با شرمندگی یک عذرخواهی کرد.

I have to blush to admit that thing.

من باید به خاطر آن چیز خجالت بکشم.

The girl blushed by miles.

دختر از راه دور شرمنده شد.

Philip blushed and laughed uneasily.

فیلیپ شرمنده شد و با ناراحتی خندید.

she blushed at the unexpected compliment.

او از تعریف غیرمنتظره سرخ شد.

the trees are loaded with blushing blossoms.

درختان مملو از گل های سرخ هستند.

he had brought a faint blush to her cheeks.

او یک سرخ شدن خفیف به گونه هایش آورد.

Wilson blushed and was incapable of speech.

ویلسون شرمنده شد و قادر به صحبت نبود.

with a dash of blusher here and there, you can work miracles.

با مقدار کمی رژ گونه در اینجا و آنجا، می توانید معجزه کنید.

A blush vermil(l)ioned her face.

گونه هایش به رنگ سرخگل در آمد.

His remark brought a blush into the girl's cheeks.

اظهار نظر او باعث سرخ شدن گونه های دختر شد.

Her blush witnessed her agitation.

سرخ شدنش نشان دهنده آشفتگی او بود.

blushed at his own audacity.

او از جسارت خود شرمنده شد.

She blushed as red as a rose.

او به اندازه یک گل سرخ سرخ شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید