rots

[ایالات متحده]/rɒts/
[بریتانیا]/rɑts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. باعث پوسیدگی یا تجزیه شدن
n. پوسیدگی یا تجزیه

عبارات و ترکیب‌ها

time rots

زمان می‌گذرد

food rots

غذا فاسد می‌شود

wood rots

چوب پوسیده می‌شود

fruit rots

میوه فاسد می‌شود

meat rots

گوشت فاسد می‌شود

plant rots

گیاه پوسیده می‌شود

soil rots

خاک فاسد می‌شود

cheese rots

پنیر فاسد می‌شود

leaf rots

برگ پوسیده می‌شود

crops rots

محصولات فاسد می‌شوند

جملات نمونه

the fruit rots quickly in the heat.

میوه به سرعت در گرما فاسد می‌شود.

if you leave it out, it rots.

اگر آن را بیرون بگذارید، فاسد می‌شود.

the wood rots if it gets wet.

اگر خیس شود، چوب فاسد می‌شود.

food that rots should be thrown away.

غذاهایی که فاسد می‌شوند باید دور ریخته شوند.

don't let the vegetables rot in the fridge.

نگذارید سبزیجات در یخچال فاسد شوند.

he left the meat out, and now it rots.

او گوشت را بیرون گذاشت و حالا فاسد می‌شود.

when it rains, the old house rots faster.

هنگامی که باران می‌بارد، خانه قدیمی سریع‌تر فاسد می‌شود.

the abandoned garden rots away in neglect.

باغ متروکه در بی‌توجهی فاسد می‌شود.

she noticed that the leftovers rots after a few days.

او متوجه شد که غذای باقی‌مانده پس از چند روز فاسد می‌شود.

when food rots, it emits a bad smell.

هنگامی که غذا فاسد می‌شود، بوی بدی از خود ساطع می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید