rotundity

[ایالات متحده]/rəʊˈtʌn.dɪ.ti/
[بریتانیا]/roʊˈtʌn.dɪ.ti/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کیفیت یا حالت گرد بودن؛ وضعیت کروی بودن

عبارات و ترکیب‌ها

perfect rotundity

کمال استوانگی

natural rotundity

استوانگی طبیعی

full rotundity

استوانگی کامل

geometric rotundity

استوانگی هندسی

visual rotundity

استوانگی بصری

subtle rotundity

استوانگی ظریف

artistic rotundity

استوانگی هنری

intrinsic rotundity

استوانگی ذاتی

rotundity factor

ضریب استوانگی

rotundity effect

اثر استوانگی

جملات نمونه

his rotundity made him the center of attention at the party.

چاق بودن او باعث شد در مهمانی مرکز توجه باشد.

the rotundity of the balloon increased as it was filled with air.

چاق شدن بالن با پر شدن آن با هوا افزایش یافت.

she admired the rotundity of the ripe fruit hanging from the tree.

او به چاق بودن میوه رسیده آویزان از درخت نگاه کرد.

the artist captured the rotundity of the figure in his sculpture.

هنرمند توانست چاق بودن چهره را در مجسمه‌اش به تصویر بکشد.

his rotundity was a result of his love for gourmet food.

چاق بودن او نتیجه علاقه او به غذای خوشمزه بود.

the rotundity of the planet can be observed through a telescope.

می‌توان چاق بودن سیاره را از طریق تلسکوپ مشاهده کرد.

the rotundity of the cake made it look very appealing.

چاق بودن کیک باعث شد ظاهر بسیار جذابی داشته باشد.

he joked about his rotundity during the family gathering.

او در هنگام دورهمی خانوادگی درباره چاق بودنش شوخی کرد.

the rotundity of the building's dome was architecturally significant.

چاق بودن گنبد ساختمان از نظر معماری بسیار مهم بود.

the rotundity of her laughter filled the room with joy.

خنده او با چاق بودنش، اتاق را پر از شادی کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید