rouss

[ایالات متحده]/raʊs/
[بریتانیا]/raʊs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک نام خانوادگی

عبارات و ترکیب‌ها

glamorous

درخشان

dangerous

خطرناک

generous

مهربان

جملات نمونه

she has a rous sense of humor.

او حس شوخ طبعی قوی دارد.

he is known for his rous opinions on politics.

او به دلیل نظرات قوی خود در مورد سیاست شناخته شده است.

her rous style of writing captivates readers.

سبک نوشتاری قوی او خوانندگان را مجذوب می کند.

they had a rous discussion about the project.

آنها یک بحث قوی در مورد پروژه داشتند.

his rous nature makes him a great leader.

طبع قوی او باعث می شود که یک رهبر عالی باشد.

she gave a rous performance at the concert.

او یک اجرا قوی در کنسرت داشت.

his rous advice helped me make a decision.

مشورت قوی او به من کمک کرد تا تصمیمی بگیرم.

they often have rous debates about current events.

آنها اغلب بحث های قوی در مورد رویدادهای جاری دارند.

the artist has a rous approach to painting.

هنرمند یک رویکرد قوی به نقاشی دارد.

her rous insights into the topic were enlightening.

بینش های قوی او در مورد این موضوع روشنگر بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید