rout

[ایالات متحده]/raʊt/
[بریتانیا]/raʊt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. شکست
vi. جستجو
n. شکست; قیام

عبارات و ترکیب‌ها

rout the enemy

شکست دادن دشمن

a humiliating rout

شکست خفتبار

rout the rebels

سرکوب شورشیان

a decisive rout

شکست قاطع

put to rout

به شکست کشانیدن

جملات نمونه

The army was able to rout the enemy forces.

ارتش توانست نیروهای دشمن را شکست دهد.

The soccer team suffered a humiliating rout in the final match.

تیم فوتبال در بازی نهایی یک شکست خفت‌بار را متحمل شد.

The company faced a rout in the stock market after the scandal.

شرکت پس از رسوایی، با یک شکست در بازار سهام روبرو شد.

The political party experienced a rout in the election.

حزب سیاسی در انتخابات یک شکست فاحش را تجربه کرد.

She managed to rout out the source of the strange noise in the house.

او موفق شد منبع صدای عجیب در خانه را پیدا کند.

The team tried to rout out corruption within the organization.

تیم تلاش کرد فساد را در سازمان ریشه کن کند.

The police conducted a series of raids to rout out the criminal gang.

پلیس سری از حملات را برای دستگیری باند جنایتکاران انجام داد.

The coach gave a motivational speech to rally the team after a devastating rout.

مربی یک سخنرانی انگیزشی برای روحیه دادن به تیم پس از یک شکست ویرانگر ایراد کرد.

The student worked hard to rout out all errors in the essay before submitting it.

دانشجو سخت تلاش کرد تا قبل از ارسال آن، تمام اشتباهات مقاله را برطرف کند.

The firefighters managed to rout the flames and save the building from destruction.

آتش‌نشانان موفق شدند آتش را خاموش کرده و ساختمان را از تخریب نجات دهند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید