rubia

[ایالات متحده]/ˈruːbiə/
[بریتانیا]/ˈruːbiə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. رنگدانه قرمزی که از ریشه گیاه مادرم تهیه می‌شود.
Word Forms
جمعrubias

عبارات و ترکیب‌ها

rubia girl

دختر روبیا

rubia hair

موهای روبیا

rubia style

سبک روبیا

rubia beauty

زیبایی روبیا

rubia vibes

فضای روبیا

rubia fashion

مد روبیا

rubia look

ظاهر روبیا

rubia charm

جاذبه روبیا

rubia trend

روند روبیا

rubia friend

دوست روبیا

جملات نمونه

she has a beautiful rubia hairstyle.

او دارای یک مدل موی روبیا زیبا است.

rubia is a popular color for summer fashion.

روبیا رنگی محبوب برای مد تابستان است.

he prefers rubia wine with his dinner.

او ترجیح می دهد شراب روبیا را با شام خود میل کند.

rubia flowers bloom in the spring.

گل های روبیا در بهار شکوفا می شوند.

her rubia dress caught everyone's attention.

لباس روبیا او توجه همه را جلب کرد.

rubia is often associated with warmth and brightness.

روبیا اغلب با گرما و روشنایی مرتبط است.

the rubia sunset was breathtaking.

غروب خورشید روبیا نفس گیر بود.

many artists use rubia tones in their paintings.

بسیاری از هنرمندان از رنگ های روبیا در نقاشی های خود استفاده می کنند.

rubia jewelry can enhance any outfit.

جواهرات روبیا می توانند هر لباسی را زیباتر کنند.

she chose rubia highlights for her hair.

او نکات برجسته روبیا را برای موهایش انتخاب کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید