rucked

[ایالات متحده]/rʌkt/
[بریتانیا]/rʌkt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و گذشته‌ی مجهول ruck; ایجاد چین و چروک یا خطوط
n. در راگبی، وضعیتی که بازیکنان برای تصاحب توپ رقابت می‌کنند

عبارات و ترکیب‌ها

rucked up

چین‌خورده

rucked down

چین‌خورده

rucked shirt

پیراهن چین‌خورده

rucked pants

شلوار چین‌خورده

rucked fabric

پارچه چین‌خورده

rucked up collar

یقه چین‌خورده

rucked dress

لباس چین‌خورده

rucked bedding

ملس چین‌خورده

rucked blanket

پتو چین‌خورده

rucked paper

کاغذ چین‌خورده

جملات نمونه

the fabric rucked up after washing.

پارچه بعد از شستشو جمع شد.

her dress rucked at the waist, making it uncomfortable.

لباس او در قسمت کمر جمع شد و باعث ناراحتی شد.

the blanket rucked under the weight of the books.

ملحفه زیر وزن کتاب‌ها جمع شد.

the sofa cushions rucked after a long use.

بالشتک‌های مبل پس از استفاده طولانی جمع شدند.

he rucked up his shirt before starting the game.

او قبل از شروع بازی، پیراهنش را به سمت بالا کشید.

the paper rucked when i tried to fold it.

وقتی سعی کردم آن را تا کنم، کاغذ جمع شد.

the bed sheets rucked during the night.

ملحفه ها در طول شب جمع شدند.

she noticed her skirt rucked while walking.

او متوجه شد که در حین راه رفتن، دامن او جمع شده است.

the carpet rucked at the edges, creating a tripping hazard.

فرش در لبه ها جمع شد و خطر زمین خوردن ایجاد کرد.

after sitting for hours, his pants rucked at the knees.

بعد از نشستن به مدت چند ساعت، شلوارهای او در قسمت زانوها جمع شدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید