rucksacked

[ایالات متحده]/'rʌksæk/
[بریتانیا]/'rʊksæk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کوله‌پشتی بوم

جملات نمونه

tough rucksacks for climbers.

کوله‌پشتی‌های مقاوم برای کوهنوردان

I bought a frame rucksack with belt yesterday.

من دیروز یک کوله‌پشتی قاب دار با کمربند خریدم.

She packed her rucksack with camping gear.

او کوله‌پشتی خود را با وسایل کمپینگ پر کرد.

The hiker carried a heavy rucksack up the mountain.

کوهنورد یک کوله‌پشتی سنگین را به بالای کوه حمل کرد.

He slung his rucksack over his shoulder and headed out the door.

او کوله‌پشتی خود را بر دوش انداخت و از در خارج شد.

The rucksack was filled with snacks for the long journey.

کوله‌پشتی با تنقلات برای سفر طولانی پر شده بود.

She always keeps a first aid kit in her rucksack.

او همیشه یک جعبه کمک‌های اولیه را در کوله‌پشتی خود نگه می‌دارد.

The student's rucksack was bursting with textbooks and notebooks.

کوله‌پشتی دانش‌آموز پر از کتاب‌های درسی و دفترچه‌ها بود.

He rummaged through his rucksack to find his keys.

او برای پیدا کردن کلیدهایش در کوله‌پشتی خود جستجو کرد.

The traveler's rucksack had patches from different countries.

کوله‌پشتی مسافر دارای وصله‌هایی از کشورهای مختلف بود.

She slung her rucksack onto the luggage rack on the train.

او کوله‌پشتی خود را روی قفسه بار در قطار انداخت.

The rucksack was waterproof, perfect for outdoor adventures.

کوله‌پشتی ضد آب بود، مناسب برای ماجراجویی‌های فضای باز.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید