ruckuss

[ایالات متحده]/ˈrʌkəs/
[بریتانیا]/ˈrʌkəs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. همهمه; اختلال

عبارات و ترکیب‌ها

create a ruckus

ایجاد هرج و مرج

noisy ruckus

هرج و مرج پر سر و صدا

جملات نمونه

The children caused a ruckus in the playground.

کودکان باعث ایجاد هرج و مرج در زمین بازی شدند.

The party turned into a ruckus when the neighbors called the police.

جشن به هرج و مرج تبدیل شد وقتی که همسایه‌ها پلیس را خبر کردند.

The fans created a ruckus when their team won the championship.

هواداران هنگام برد تیمشان هرج و مرجی ایجاد کردند.

There was a ruckus at the concert when the singer canceled the show.

در کنسرت هرج و مرجی به وجود آمد وقتی که خواننده برنامه را کنسل کرد.

The political debate turned into a ruckus with shouting and arguments.

بحث سیاسی به هرج و مرجی با فریاد و بحث تبدیل شد.

The ruckus at the bar led to the bouncers kicking out the troublemakers.

هرج و مرج در بار باعث شد محافظان مزاحمت‌کاران را بیرون کنند.

The protest started peacefully but soon turned into a ruckus with clashes between the demonstrators and the police.

تظاهرات به صلح آغاز شد اما به زودی به هرج و مرجی با درگیری بین تظاهرکنندگان و پلیس تبدیل شد.

The ruckus in the classroom disrupted the teacher's lesson.

هرج و مرج در کلاس درس باعث اخلال در درس معلم شد.

The ruckus in the theater caused the performance to be temporarily halted.

هرج و مرج در تئاتر باعث توقف موقت اجرا شد.

The neighbors complained about the constant ruckus coming from the apartment upstairs.

همسایه‌ها در مورد هرج و مرج مداومی که از آپارتمان بالای سرشان به وجود می‌آمد شکایت کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید