ruddier cheeks
گونههای سرختر
ruddier complexion
تناژ پوست سرختر
ruddier glow
درخشش سرختر
ruddier appearance
ظاهر سرختر
ruddier skin
پوست سرختر
ruddier lips
لبهای سرختر
ruddier tones
نغمههای سرختر
ruddier hues
رنگهای سرختر
ruddier shades
سایههای سرختر
ruddier highlights
تاکیدهای سرختر
her cheeks were ruddier than usual after the long walk.
گونههای او پس از پیادهروی طولانی، از حالت معمول خود سرختر بودند.
the sunset painted the sky a ruddier hue.
غروب خورشید آسمان را با رنگ سرختری رنگآمیزی کرد.
he felt his face grow ruddier with embarrassment.
او احساس کرد که با خجالت، صورتش سرختر میشود.
after the workout, her complexion looked ruddier.
پس از تمرین، رنگ پوست او سرختر به نظر میرسید.
the apples on the tree appeared ruddier in the autumn sun.
سیبها روی درخت در آفتاب پاییزی، سرختر به نظر میرسیدند.
he smiled, revealing a ruddier smile that lit up his face.
او لبخند زد و لبخند سرختری را نشان داد که چهرهاش را روشن کرد.
the children's laughter made her cheeks ruddier with joy.
خندههای بچهها گونههای او را با شادی سرختر کرد.
in the cold, his nose turned ruddier than ever.
در سرما، بینی او از همیشه سرختر شد.
the artist chose a ruddier palette for the portrait.
هنرمند برای پرتره، یک پالت رنگ سرختر انتخاب کرد.
after spending time in the sun, her skin looked ruddier.
پس از گذراندن وقت در آفتاب، پوست او سرختر به نظر میرسید.
ruddier cheeks
گونههای سرختر
ruddier complexion
تناژ پوست سرختر
ruddier glow
درخشش سرختر
ruddier appearance
ظاهر سرختر
ruddier skin
پوست سرختر
ruddier lips
لبهای سرختر
ruddier tones
نغمههای سرختر
ruddier hues
رنگهای سرختر
ruddier shades
سایههای سرختر
ruddier highlights
تاکیدهای سرختر
her cheeks were ruddier than usual after the long walk.
گونههای او پس از پیادهروی طولانی، از حالت معمول خود سرختر بودند.
the sunset painted the sky a ruddier hue.
غروب خورشید آسمان را با رنگ سرختری رنگآمیزی کرد.
he felt his face grow ruddier with embarrassment.
او احساس کرد که با خجالت، صورتش سرختر میشود.
after the workout, her complexion looked ruddier.
پس از تمرین، رنگ پوست او سرختر به نظر میرسید.
the apples on the tree appeared ruddier in the autumn sun.
سیبها روی درخت در آفتاب پاییزی، سرختر به نظر میرسیدند.
he smiled, revealing a ruddier smile that lit up his face.
او لبخند زد و لبخند سرختری را نشان داد که چهرهاش را روشن کرد.
the children's laughter made her cheeks ruddier with joy.
خندههای بچهها گونههای او را با شادی سرختر کرد.
in the cold, his nose turned ruddier than ever.
در سرما، بینی او از همیشه سرختر شد.
the artist chose a ruddier palette for the portrait.
هنرمند برای پرتره، یک پالت رنگ سرختر انتخاب کرد.
after spending time in the sun, her skin looked ruddier.
پس از گذراندن وقت در آفتاب، پوست او سرختر به نظر میرسید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید