whiter

[ایالات متحده]/[ˈwaɪtə]/
[بریتانیا]/[ˈwaɪtər]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. Comparative of white.; Being of a lighter shade of white.

عبارات و ترکیب‌ها

whiter than white

سفیدتر از سفید

getting whiter

در حال سفیدتر شدن

whiter shade

سایه‌ی سفیدتر

whiter teeth

دندان‌های سفیدتر

whiter paper

کاغذ سفیدتر

whiter image

تصویر سفیدتر

whiter color

رنگ سفیدتر

looked whiter

سفیدتر به نظر می‌رسید

whiter surface

سطح سفیدتر

whiter light

نور سفیدتر

جملات نمونه

the walls were painted a whiter shade of blue.

دیوارها به رنگ سفیدتری از آبی رنگ شده بودند.

she preferred a whiter, brighter kitchen.

او آشپزخانه ای سفیدتر و روشن تر را ترجیح می داد.

the linen was whiter than snow.

پارچه از برف سفیدتر بود.

he wanted a whiter smile for the photos.

او برای عکس ها می خواست لبخندی سفیدتر داشته باشد.

the sand on the beach was incredibly whiter.

ماسه در ساحل به طرز باورانکیری سفیدتر بود.

the new detergent left clothes whiter.

آن شوینده جدید لباس ها را سفیدتر می کرد.

the film aimed for a whiter, more ethereal look.

فیلم برای ظاهری سفیدتر و معنوی تر هدف گذاری کرد.

the paper was whiter and smoother to write on.

کاغذ برای نوشتن سفیدتر و صاف تر بود.

the chef used whiter chocolate in the dessert.

سرآشپز از شکلات سفیدتر در دسر استفاده کرد.

the artist chose whiter tones for the background.

هنرمند رنگ های سفیدتر را برای پس زمینه انتخاب کرد.

the room felt whiter and more spacious.

اتاق سفیدتر و جادارتر به نظر می رسید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید