rue

[ایالات متحده]/ruː/
[بریتانیا]/ruː/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. احساس پشیمانی کردن; احساس ناراحتی کردن
vt. احساس پشیمانی کردن; احساس ندامت کردن
n. حسرت; [باستانی] پشیمانی

عبارات و ترکیب‌ها

rue the day

روز را خوش‌شانس بدان

rueful expression

حالت پشیمانی

rueful smile

لبخند پشیمانانه

rueful apology

عذرخواهی پشیمانانه

جملات نمونه

with rue my heart is laden.

قلب من با حسرت سنگین است.

You'll live to rue it.

شما زندگی خواهید کرد تا آن را پشیمان شوید.

She rued the trip with him.

او سفر با او را پشیمان بود.

Ferguson will rue the day he turned down that offer.

فرگوسون روزی را که آن پیشنهاد را رد کرد پشیمان خواهد شد.

she might live to rue this impetuous decision.

ممکن است عواقب این تصمیم عجولانه را حس کند.

in the Rue Ferou, with Madame la Baronne de T., a worthy and respectable person,

در خیابان فِرو، با مادام لا بارون دِ تی، یک شخص شایسته و محترم،

He rued the day that he rode the motorcycle because he fell off and broke his leg.

او روزی که با موتورسیکلت رانندگی کرد را به خاطر انداخت زیرا از موتورسیکلت افتاد و پایش شکست.

the coach rued the absence of his top player as his team met their Waterloo .

مربی غیبت بهترین بازیکن خود را در حالی که تیمش به والوترو خود برخورد کرد، پشیمان بود.

In the angle at the left of this epaulement,there was visible the head of the column of a battalion from the suburbs massed in the Rue Saint-Denis.

در زاویه‌ای سمت چپ این سنگر، سر ستون یک گردان از حومه شهر که در خیابان سنت دنیس مستقر بود، قابل مشاهده بود.

In the meantime, he had arrived, pistol in hand, in the Rue du Pont-aux-Choux.

در این میان، او با اسلحه دستی وارد خیابان دو پون-او-شو شد.

Workingmen met at the house of a fencing-master who gave lessons in the Rue de Cotte.

کارگران در خانه یک استاد شمشیربازی ملاقات کردند که در خیابان دو کته درس می داد.

Their first convent was "a new building" in the Rue Cassette, out of the contributions of Mesdames de Boucsde Chateauvieux.

اولین صومعه آنها "ساختمانی جدید" در خیابان کاسه بود، که از کمک‌های خانم‌های بوکس دو شاتوویو تامین مالی می‌شد.

the brickyard was further on, and the Rue du Four, which led to the common bakehouse, and the mill on its hillock, and the lazar house, a tiny house, isolated and half seen.

کارخانه آجرپزی دورتر بود، و خیابان دو فور که به نانوایی عمومی، و آسیاب روی تپه، و خانه‌ی جذامیان، خانه‌ای کوچک، جدا افتاده و نیم‌نگا می‌رسید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید