ruing the past
افسوس خوردن برای گذشته
ruing my choices
افسوس خوردن برای انتخابهایم
ruing lost time
افسوس خوردن برای زمان از دست رفته
ruing missed opportunities
افسوس خوردن برای فرصتهای از دست رفته
ruing bad decisions
افسوس خوردن برای تصمیمات بد
ruing past mistakes
افسوس خوردن برای اشتباهات گذشته
ruing lost chances
افسوس خوردن برای شانسهای از دست رفته
ruing unfulfilled dreams
افسوس خوردن برای رویاهای برآورده نشده
ruing broken trust
افسوس خوردن برای اعتماد شکسته
ruing poor judgment
افسوس خوردن برای قضاوت ضعیف
he is ruing the decision he made last year.
او در حال پشیمانی از تصمیمی است که سال گذشته گرفته است.
she spent the evening ruing missed opportunities.
او شب را صرف پشیمانی از فرصتهای از دست رفته کرد.
they are ruing their choice of location for the event.
آنها از انتخاب محل برگزاری رویداد پشیمان هستند.
after the argument, he was ruing his harsh words.
بعد از بحث، او از کلمات تندش پشیمان بود.
many are ruing the lack of preparation for the storm.
بسیاری از کمبود آمادگی برای طوفان پشیمان هستند.
she found herself ruing the time spent on unproductive tasks.
او متوجه شد که وقت صرف شده برای کارهای غیرمولد را پشیمان است.
he is ruing the fact that he didn't study harder.
او از این واقعیت که بیشتر مطالعه نکرده پشیمان است.
they are ruing the missed chance to travel abroad.
آنها از دست دادن فرصت سفر به خارج از کشور پشیمان هستند.
she is ruing her decision to invest in that company.
او از تصمیم خود برای سرمایه گذاری در آن شرکت پشیمان است.
after the breakup, he spent days ruing the relationship.
بعد از جدایی، او روزها را صرف پشیمانی از رابطه کرد.
ruing the past
افسوس خوردن برای گذشته
ruing my choices
افسوس خوردن برای انتخابهایم
ruing lost time
افسوس خوردن برای زمان از دست رفته
ruing missed opportunities
افسوس خوردن برای فرصتهای از دست رفته
ruing bad decisions
افسوس خوردن برای تصمیمات بد
ruing past mistakes
افسوس خوردن برای اشتباهات گذشته
ruing lost chances
افسوس خوردن برای شانسهای از دست رفته
ruing unfulfilled dreams
افسوس خوردن برای رویاهای برآورده نشده
ruing broken trust
افسوس خوردن برای اعتماد شکسته
ruing poor judgment
افسوس خوردن برای قضاوت ضعیف
he is ruing the decision he made last year.
او در حال پشیمانی از تصمیمی است که سال گذشته گرفته است.
she spent the evening ruing missed opportunities.
او شب را صرف پشیمانی از فرصتهای از دست رفته کرد.
they are ruing their choice of location for the event.
آنها از انتخاب محل برگزاری رویداد پشیمان هستند.
after the argument, he was ruing his harsh words.
بعد از بحث، او از کلمات تندش پشیمان بود.
many are ruing the lack of preparation for the storm.
بسیاری از کمبود آمادگی برای طوفان پشیمان هستند.
she found herself ruing the time spent on unproductive tasks.
او متوجه شد که وقت صرف شده برای کارهای غیرمولد را پشیمان است.
he is ruing the fact that he didn't study harder.
او از این واقعیت که بیشتر مطالعه نکرده پشیمان است.
they are ruing the missed chance to travel abroad.
آنها از دست دادن فرصت سفر به خارج از کشور پشیمان هستند.
she is ruing her decision to invest in that company.
او از تصمیم خود برای سرمایه گذاری در آن شرکت پشیمان است.
after the breakup, he spent days ruing the relationship.
بعد از جدایی، او روزها را صرف پشیمانی از رابطه کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید