rued the day
پشیمان بود از آن روز
rued the choice
پشیمان بود از انتخاب
rued the loss
پشیمان بود از دست دادن
rued the mistake
پشیمان بود از اشتباه
rued the decision
پشیمان بود از تصمیم
rued the past
پشیمان بود از گذشته
rued the opportunity
پشیمان بود از فرصت
rued the time
پشیمان بود از زمان
rued the chance
پشیمان بود از شانس
rued the error
پشیمان بود از اشتباه
he rued the day he made that decision.
او روزی را که آن تصمیم را گرفت پشیمان بود.
she rued missing the opportunity to travel.
او پشیمان بود که فرصت سفر را از دست داد.
they rued their choice of restaurant.
آنها از انتخاب رستوران خود پشیمان بودند.
he often rued not studying harder in school.
او اغلب پشیمان بود که در مدرسه بیشتر تلاش نکرده است.
she rued the harsh words she had spoken.
او از کلمات تند و زننده ای که گفته بود پشیمان بود.
many rued the cancellation of the event.
بسیاری از لغو رویداد پشیمان بودند.
he rued the loss of his childhood friends.
او از دست دادن دوستان دوران کودکی خود پشیمان بود.
after the breakup, she rued her past mistakes.
پس از جدایی، او از اشتباهات گذشته خود پشیمان بود.
they rued not taking the warning seriously.
آنها پشیمان بودند که هشدار را جدی نگرفته اند.
he rued his decision to invest in that stock.
او از تصمیم خود برای سرمایه گذاری در آن سهام پشیمان بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید