rugbies

[ایالات متحده]/'rʌɡbi/
[بریتانیا]/ˈrʌɡbi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ورزشی تیمی که با توپ بیضی شکل توسط بازیکنانی که از دستان یا پاهای خود برای پاس دادن یا شوت کردن توپ استفاده می‌کنند، بازی می‌شود؛ همچنین به عنوان راگبی فوتبال شناخته می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

Rugby pitch

زمين راگبي

rugby union

راگبي union

rugby football

راگبی فوتبال

rugby league

راگبي ليگ

جملات نمونه

He plays rugby every weekend.

او هر هفته‌اي راگبي بازي مي‌کند.

Rugby is a popular sport in many countries.

راگبي يک ورزش محبوب در بسیاری از کشورها است.

She watches rugby matches on TV.

او مسابقات راگبي را در تلویزیون تماشا می‌کند.

I enjoy playing rugby with my friends.

من از بازی کردن راگبي با دوستانم لذت می‌برم.

The rugby team won the championship.

تیم راگبي قهرمانی را برد.

They practice rugby drills to improve their skills.

آنها برای بهبود مهارت‌های خود، تمرینات راگبي انجام می‌دهند.

The rugby players wear protective gear.

بازیکنان راگبي لباس‌های محافظتی می‌پوشند.

She is a fan of rugby and follows the league closely.

او طرفدار راگبي است و لیگ را از نزدیک دنبال می‌کند.

The rugby match was intense and exciting.

مسابقه راگبي شدید و هیجان انگیز بود.

He dreams of playing professional rugby one day.

او آرزو دارد یک روزی راگبي حرفه‌ای بازی کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید