try

[ایالات متحده]/traɪ/
[بریتانیا]/traɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. آزمایش کردن; قضاوت کردن; تست کردن; تلاش کردن
vi. تلاش کردن; کوشش کردن; آزمایش کردن
n. تلاش; کوشش; آزمایش

عبارات و ترکیب‌ها

try and

تلاش کن و

try again

دوباره امتحان کن

try to find

سعی در یافتن

try my best

تمام تلاشم را کنم

try hard

سخت تلاش کن

try out

تلاش کن بیرون

try to do

تلاش کن انجام دهی

have a try

یک تلاش داشته باش

try your best

تمام تلاشت را کن

try for

برای تلاش کردن

try on

امتحان کردن

let me try

اجازه بده امتحان کنم

try it on

آن را امتحان کن

try doing

سعی کردن برای انجام دادن

try your luck

شانس خود را امتحان کنید

try out for

برای امتحان کردن

nice try

تلاش خوب

جملات نمونه

Try and be punctual.

سعی کنید به موقع باشید.

Try to be understanding.

سعی کنید درک کنید.

try to breathe normally.

سعی کنید به طور معمول نفس بکشید.

try not to skip breakfast.

سعی کنید صبحانه را نادیده نگیرید.

try a taste of gorgonzola.

سعی کنید طعم گُورگونزولا را امتحان کنید.

Try and shoot the bird.

سعی کنید پرنده را هدف قرار دهید.

Try to act interested.

سعی کنید علاقه مند به نظر برسید.

Try this proposal on for size.

این پیشنهاد را امتحان کنید.

Try to shout less.

سعی کنید کمتر فریاد بزنید.

Try to avoid accidents.

سعی کنید از تصادفات اجتناب کنید.

This will try your courage.

این شجاعت شما را به چالش خواهد کشید.

we'll try again Friday.

ما دوباره جمعه امتحان خواهیم کرد.

try not to think badly of me.

سعی کنید به من بد فکر نکنید.

try to look your best.

سعی کنید بهترین ظاهر را داشته باشید.

try the pleasant, grassy Chablis.

چابلیس علفی دلپذیر را امتحان کنید.

try not to make imbecile remarks.

سعی کنید حرف‌های احمقانه نزنید.

try and get the stain out.

سعی کنید لکه را پاک کنید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید