thuds

[ایالات متحده]/θʌdz/
[بریتانیا]/θʌdz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به شدت ضربه زدن یا با صدایی افتادن
n. صداهای ضربه‌های سنگین

عبارات و ترکیب‌ها

heavy thuds

صدای مهیب

soft thuds

صدای آرام

loud thuds

صدای بلند

thuds echo

صدای مهیب طنین‌انداز است

thuds resound

صدای مهیب پژواک می‌شود

thuds follow

صدای مهیب دنبال می‌شود

thuds land

صدای مهیب فرود می‌آید

thuds hit

صدای مهیب برخورد می‌کند

thuds drop

صدای مهیب می‌ریزد

thuds sound

صدای مهیب شنیده می‌شود

جملات نمونه

the thuds of the drums filled the air.

صدای کوبش‌ها طبل‌ها هوا را پر کرد.

he heard the thuds of footsteps approaching.

او صدای کوبش پای نزدیک‌شدن را شنید.

the thuds of the heavy box hitting the ground echoed.

صدای کوبش جعبه سنگین که به زمین برخورد می‌کرد، پژواک داشت.

she felt the thuds of her heart racing.

او ضربان قلبش را احساس کرد.

with every thud, the tension in the room grew.

با هر کوبش، تنش در اتاق بیشتر می‌شد.

the thuds from the construction site were constant.

کوبش‌ها از محل ساخت و ساز مداوم بود.

he winced at the thuds of the falling objects.

او با دیدن کوبش اجسام در حال سقوط، منقبض شد.

the sound of thuds could be heard from the next room.

صدای کوبش‌ها از اتاق بعدی شنیده می‌شد.

they heard the thuds of the basketball hitting the court.

آنها صدای کوبش توپ بسکتبال به زمین را شنیدند.

each thud reminded him of the past.

هر کوبش او را به گذشته یادآوری می‌کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید