ruminated thoughts
افکار مرور شده
ruminated ideas
ایدههای مرور شده
ruminated memories
خاطرات مرور شده
ruminated concepts
مفاهیم مرور شده
ruminated feelings
احساسات مرور شده
ruminated questions
سوالات مرور شده
ruminated experiences
تجربیات مرور شده
ruminated options
گزینههای مرور شده
ruminated decisions
تصمیمات مرور شده
ruminated perspectives
دیدگاههای مرور شده
she ruminated over the decision for days.
او روزها بر سر تصمیم فکر میکرد.
he ruminated on his past mistakes.
او بر روی اشتباهات گذشته خود فکر میکرد.
the philosopher ruminated about the meaning of life.
فیلسوف درباره معنای زندگی فکر میکرد.
they ruminated together on their shared experiences.
آنها با هم درباره تجربیات مشترک خود فکر میکردند.
he often ruminated while taking long walks.
او اغلب در حالی که پیادهروی طولانی انجام میداد، فکر میکرد.
she ruminated about the future of her career.
او درباره آینده شغلی خود فکر میکرد.
the team ruminated on their strategy for the game.
تیم درباره استراتژی خود برای بازی فکر میکرد.
he ruminated over the book's themes for weeks.
او برای هفتهها درباره موضوعات کتاب فکر میکرد.
as she ruminated, new ideas began to form.
همانطور که او فکر میکرد، ایدههای جدید شروع به شکل گرفتن کردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید