ruminative

[ایالات متحده]/ˈruː.mɪ.nə.tɪv/
[بریتانیا]/ˈruː.məˌneɪ.tɪv/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مشغول در تفکر عمیق یا جدی؛ مشخصه تفکر طولانی یا تکراری

عبارات و ترکیب‌ها

ruminative thoughts

افکار تفکرگونه

ruminative mood

حالت تفکرگونه

ruminative reflection

بازتاب تفکرگونه

ruminative state

وضعیت تفکرگونه

ruminative process

فرآیند تفکرگونه

ruminative nature

طبیعت تفکرگونه

ruminative analysis

تجزیه و تحلیل تفکرگونه

ruminative inquiry

پرسش تفکرگونه

ruminative dialogue

گفتگوی تفکرگونه

ruminative exploration

کاوش تفکرگونه

جملات نمونه

his ruminative nature often led him to contemplate life's mysteries.

طبیعت تأمل‌گر او اغلب او را به تفکر در رازهای زندگی سوق می‌داد.

after a ruminative evening, she decided to change her career path.

پس از یک شب تأمل‌گرانه، او تصمیم گرفت مسیر شغلی خود را تغییر دهد.

his ruminative thoughts kept him awake at night.

افکار تأمل‌گر او او را تا دیروقت بیدار نگه می‌داشت.

she wrote a ruminative essay about her childhood experiences.

او یک مقاله تأمل‌گرانه در مورد تجربیات دوران کودکی خود نوشت.

the ruminative process of writing helps clarify his ideas.

فرآیند تأمل‌گرانه نوشتن به روشن شدن ایده‌های او کمک می‌کند.

his ruminative approach to problem-solving is very effective.

رویکرد تأمل‌گرانه او در حل مسئله بسیار مؤثر است.

she often engages in ruminative walks through the park.

او اغلب در پیاده‌روی‌های تأمل‌گرانه در پارک شرکت می‌کند.

ruminative discussions can lead to deeper understanding.

بحث‌های تأمل‌گرانه می‌تواند منجر به درک عمیق‌تر شود.

his ruminative nature makes him an excellent philosopher.

طبیعت تأمل‌گر او او را به یک فیلسوف عالی تبدیل می‌کند.

she enjoys ruminative reading, pondering each paragraph.

او از خواندن تأمل‌گرانه لذت می‌برد و روی هر پاراگراف فکر می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید